|
|
|
|
|
امر پژوهش به منزلة استخوان بندي برنامه هاي توسعهي جوامع بشري به حساب ميآيد. ميزان توجه دولتها به اين امر و بودجهاي كه به آنها اختصاص داده ميشود، ازشاخصهاي اصلي توسعه به شمار ميرود. در كشور ما بحث پژوهش تاكنون از جايگاه ارزندهاي در حل مسائل و مشكلات علمي و اجرايي برخوردار نبوده و اين شايد بدين لحاظ بوده است كه ما هنوز نتوانستهايم رابطة مطمئن و پر جاذبهاي ميان كلاسهاي درسي، دانشگاه، دستگاههاي اجرايي و نيازهاي حياتي كشور برقرار كنيم. هر آينه كارگشايي علمي و فني و نيز بهرة اقتصادي طرحهاي مبتني بر پژوهش هاي سازمان يافته و روشمند بر مديران جامعه روشن گردد، امر پژوهش و پژوهشگرانِ ارزشمند نيز قدر و منزلت و جايگاه درخور خود را خواهند يافت.لارنس اشتن هاوس اظهار مي دارد كه پژوهش« پرس و جويي نظامدار و همگاني است». يعني اگر تحقيق نظامدار نباشد و امكان استفادة آن براي همگان وجود نداشتهباشد، نميتوان آن را پژوهش تلقي كرد. بر اين اساس پژوهش زماني معتبر و صحيح انجام ميگيرد كه از قبل پاسخي در اختيار نباشد و ضمن آن پاسخ پرسشهاي پژوهنده فراهم شود و علاوه بر دگرگوني در روش انجام كارها، پژوهنده را به طور ذهني و عملي به تغيير وا دارد؛ در اين معنا پژوهش با اقدام آگاهانه، تعهدآور و ارادي يكي ميشود. به عبارت ديگر ضمن پژوهش، انديشه و درك پژوهنده رشد مييابد و هم اينكه پژوهش بر موقعيت اجتماعي فعلي پژوهنده اثرگذار است. با اين تعبير پژوهش هدفمند و ارزشمند است.پژوهش جزو آن بخش از مهمات زندگي امروز بشري است كه ما بيش از آنچه كه در باره اش كار كرده باشيم و از عوايد آن سود برده باشيم، راجع به آن حرف زدهايم. شايد بتوان گفت كه كشورهاي پيشرفته در حالي كه شيرازة برنامهريزيهايشان بر اساس پژوهش شكل ميگيرد، بسيار كمتر از ما در بارة آن حرف زدهاند يا سمينار گرفتهاند و اينها ميتواند ناشي از آن باشد كه در باور آنها اصولا پژوهش، بخشي از هر حركت و اقدامشان محسوب ميشود و طوري با كارشان منسجم شده كه تحقيق را كار جدا و تازهاي نميپندارند تا بحث جدايي را در بارهاش لازم بدانند ولي ما پس از سالهاي بسيار اقدام و شايد بعد از ناكاميهاي بسيار ، تازه به رمز توفيق كشورهاي پيشرفته دست يافتهايم. منتهي حتي در اين مكاشفت هم ، ما تنها بخشي از رمز كار آنها را گشودهايم وگرچه دريافتهايم كه بايد در هر مقولهاي با پژوهش پا پيش گذاشت، اما گويي هنوز آنقدر در عملكرد پيشگامان تحقيق باريك نشدهايم تا معلوممان شود كه آنها اگر نيرو و هزينهاي را صرف كاري ميكنند كه قيمت تمام شدة كار را ميافزايد، از نتيجة پژوهش در كار بهره هم ميبرند تا با آن جلوي ضرر و زيانهايي را بگيرند و مانند ما نتيجة پژوهششان را به دست بايگاني نميسپارند و پس از صرف كوشش بسيار در قلمرو تحقيق دوباره به شكل سنتي به رأي خود عمل نميكنند.مطالعه هاي تطبيقي بيانگر وجود رابطه ميان درك اهميت پژوهش و توسعه در جامعه است. كشورهاي توسعه يافته، توسعة خود را بيش از هر چيز مديون تعمق، گسترش و بالندگي پژوهش ميدانند. در جهان امروز،پژوهش را به عنوان فعاليتي اجتماعي در ساختار فكري، فرهنگي و اجتماعي جامعه ميدانند كه مستلزم فراهم نمودن شرايط همه جانبه در كشورهاي مختلف جهان است. امروز، در اكثر و يا همة كشورهاي جهان گسترش دامنة علوم و پژوهش و تحقيقات به عنوان اساسيترين موضوع در فرآيند رشد و توسعة اقتصادي، اجتماعي به حساب ميآيد و پژوهش، ابزار قدرتمندي براي متحول ساختن هر جامعهاي محسوب ميشود. در كشورهاي توسعه يافته به علت مجهز بودن به امكانات و منابع علمي، مالي، فناوري و مديريتي، توسعه يافتگي از سرعت و شتاب بيشتري در مقايسه با كشورهاي توسعه نيافته برخوردار است و همين امر شكاف و فاصلة عظيمي را بين جوامع فراهم نموده است. بنابراين تحقيق و توسعه علمي لازم و ملزوم يكديگرند. از طريق تحقيقات علم ارتقاء پيدا ميكند و دانش علمي توسعه مييابد. به همين اعتبار كشورهاي توسعه يافته بخش عمدهاي از توليد ناخالص ملي(GNP) خود را به برنامهها و فعاليتهاي تحقيقاتي اختصاص داده و براي عقب نماندن از رقابتهاي علمي و فني پيوسته بر بودجههاي پژوهشي خود ميافزايند. امروزه داشتن استقلال مالي و بهرهمندي از توسعه و پيشرفت اقتصادي فقط به ياري سودجستن از پيشرفتهاي علمي و پژوهشي ميسر خواهد بود. از اين روست كه كشورهاي صاحب توان جهان، منابع انساني و مالي فراواني را در خدمت بخش پژوهش قرار ميدهند. بنابراين پژوهش در فرآيند توسعه عامل مهمي به شمار ميرود.از آن جا كه «پژوهش» يك نهال تازه حرس شده در آموزش و پرورش است، بايد براي رشد و شكوفايي آن درصدد تقويت هرچه بيشتر خاستگاه آن برآمد. شكي نيست كه مهمترين و اساسي ترين ركن نظام پژوهشي را نيروي انساني پژوهشگر كه از تواناييها، قابليتهاو مهارتهاي لازم پژوهشي برخوردارباشد، تشكيل ميدهند. در آموزش و پرورش نياز گستردهاي به تربيت نيروي انساني پژوهشگر وجود دارد. روشن است كه تا نسبت به رفع اين نقيصه اهتمام كافي نشود؛ هيچگاه پژوهش به عنوان يك فعاليت درونزا در آموزش و پرورش قلمداد نخواهد شد. بنابراين با توجه به اهميت پژوهش و نقش كليدي آن در رشد و توسعه جوامع، گسترش و تقويت نهادهاي علمي، پژوهشي و اهتمام در جهت ارتقاء و اشاعة فرهنگ پژوهش و جايگاه تحقيقات در كشور براي سرعت بخشيدن به روند فرآيند توسعه يكي از لوازم و ضروريات جامعه است. اشاعة فرهنگ پژوهش مستلزم اقدام در دو زمينه است: يكي تربيت نيروي پژوهشگر ماهر و ايجاد نظام حمايتي از پژوهش و پژوهشگر در قوانين و مقررات آموزشي، اجرايي؛ ديگري ايجاد و تقويت نگرش پژوهش محوري در بين برنامهريزان و مديران به گونهاي كه مقيد باشند هر گونه تصميمي را بر اساس شواهد و يافتههاي پژوهشي اتخاذ كنند.اركان اصلي نظام پژوهش شامل: سياست گذاري، برنامهريزي، همآهنگي، نظارت، ارزيابي، تخصيص اعتبارات ملي، برنامهريزي اجرايي و اجراست كه اجراي دقيق اين اركان، تحقيقات بعمل آمده در حوزة آموزش و پرورش را هدفمند و ارزشمند خواهد نمود. با توجه به شرايط جديد و تجارب به دست آمده لازم مينمايد در جهت دستيابي به اهداف پژوهشي تغيير و تحول مناسبي در سطح مديريت و برنامهريزي پژوهش به وجود آيد؛ آنگونه كه بتواند سازگاري بيشتري ميان منابع موجود با انتظارات و نيازهاي ارتقا يافته و جديد نظام آموزشي از حوزة پژوهش به وجود آورد. از اين رو لازم است چشماندازهاي ترسيم شدة پژوهشي، بيش از گذشته متوجه رفع نيازهاي موجود در عرصههاي مختلف باشد. در پايان شايان ذكر است كه ما به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد كار پژوهش را از مدرسه آغاز نمود و نيز روشهاي ياددهي را مبتني بر پژوهش طراحي و دانشآموزان پژوهنده تربيت نمود تا در آينده شاهد افرادي پژوهنده و صاحبنظر در سطح جامعه باشيم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 21:16 توسط ع الياسزاده
|
|
||
Design By M Javad Eimani N - AllRight Reserved www.NaeinNews.ir In Year 2009 - 2010