|
دنیای مدرسه، دوران شادی، هیجان، تحرك و انرژی است. همان عواملی كه لازمه دوران جوانی است، اما گروهی معتقدند كه محیط مدارس ما شادی را از بعضی دانش آموزان می گیرد. شادی یعنی عشق به زندگی، احساس زیبایی به جهان داشتن یا به عبارت دیگر شادی عاملی برای آرامش روح است. شادی، به معنای توازن در زندگی است. نشانه ای از سلامت روح، سلامت یك خانواده و در نهایت سلامت جامعه است. اما شادی دشمنی نیز دارد: «افسردگی».
بیشتر روانشناسان، افسردگی را نوعی انحراف عاطفی می دانند. آنها معتقدند، افسردگی یك بیماری ناشی از اختلالات مغزی و سیستم عصبی نیست، بلكه افكاری مسموم و خطرناك و مجموعه ای از احساسات ، غم و اندوه ، نداشتن اعتماد به نفس، بی تفاوتی و بی حوصلگی ،خستگی ، ضعف، ناامیدی و یأس است.
در تعریفی دیگر، افسردگی، شكلی از تنهایی یا اندوه است.
متخصصان علم روان شناسی علائم آن را چنین بر می شمارند:
«غمگینی، اضطراب، تحریك پذیری ، نداشتن اعتماد به نفس، تردید و دودلی ، نداشتن فعالیت و فقدان انگیزش ، بی علاقگی ، بی اشتهایی ، فقدان نیروی زندگی و اختلال در خواب» براساس اطلاعات موجود ، آمار بیماران افسرده در آمریكا، به بیش از ۴ میلیون نفر می رسد. همچنین براساس مطالعات انجام شده در اروپا، ۹ تا ۲۶ درصد زنان و ۵ تا ۱۲ درصد مردان در طول زندگی خود، حداقل به یك بیماری كه منشأ افسردگی دارد مبتلا شده اند، به بیان دیگر آمار بیماران افسرده در بین زنان ، ۲ برابر مردان است. دراین میان آنچه نگران كننده است ، كاهش میزان «شادی» و متعاقب آن افزایش درصد افسردگی ، بین دانش آموزان است. جوانان و نوجوانانی كه آینده سازان هركشوری هستند.
كاهش شادی بین دانش آموزان دلایل خاص خود را دارد. سخت تر شدن اصول آموزشی و تربیتی در مدارس از جمله این مواردند. اصولی كه خارج شدن از آنها مساوی با «تنبیه» است . همین تنبیه می تواند موجب كاهش شادی در دانش آموز شود. اینها را اضافه كنید به قیدهای دیگر زندگی دانش آموز كه از سوی خانواده و جامعه به او تحمیل می شود. كجا برو، كجا نرو، این كار را بكن، آن كار را نكن، پول بالای این نده، آن را بخر و این را نخر.
● «تنبیه» كابوس دانش آموزان كوچك تر
«تنبیه » یكی از مهم ترین عوامل مدرسه گریزی دانش آموزان در مقاطع ابتدایی و بویژه سال های نخست این دوره است . شنیدن داستان هایی از تنبیه های بدنی، تجربه هایی از تنبیه كودكان در منزل یا محیط های دیگر، انگیزه هایی برای شكل گرفتن كابوسی واقعی درذهن دانش آموز می شود. كابوسی كه دنیای شاد او را روز به روز كمرنگ تر و بیماری افسردگی را بیشتر و بیشتر می كند. اما قانون، درخصوص «تنبیه» نص صریحی دارد:
«به استناد ماده ۶۵ آئین نامه اجرایی مدارس، اعمال هرگونه تنبیه از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تكالیف درسی با هدف تنبیه دانش آموزان در تمام مقاطع تحصیلی ممنوع است.» قانونگذار كه گویا به تأثیر «تنبیه» بر زندگی دانش آموزان در بروز افسردگی بین آنها آگاه بوده است، در ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی آورده است: «هرگونه اقدام والدین و اولیا و اولیای معنوی آنها (شامل آموزگاران، مدیران و معلمان مدارس) كه منجر به تنبیه بدنی دانش آموز شود، جرم محسوب شده و در مراجع قضایی قابل رسیدگی است.»
● شیوه های نه چندان مدرن «تنبیه» یا «اعمال» سلیقه؟
هنوز هم گاهی در گوشه و كنار، خبرهایی می شنویم كه حاكی از استفاده شیوه های قدیمی و غیراصولی در تنبیه دانش آموزان است. شیوه هایی كه در نهایت موجب بروز «افسردگی» و كم شدن میزان «شادی» بین دانش آموزان مدارس می شود. مانند تراشیدن موی سر یا حتی استفاده از «نمره انضباط» به عنوان عامل بازدارنده دكترحسین باهر، استاد دانشگاه و رفتارشناس درباره روش های كنترل یا تنبیه دانش آموزان می گوید:
«اینگونه اجبارها، فقط و فقط نتیجه معكوس خواهدداشت و بس»
وی می افزاید: «به جای استفاده از این شیوه ها، اگر از شیوه های توجیهی همراه با روش های روانشناختی استفاده شود، مسلماً جواب بهتری خواهیم گرفت»
عباس رشیدی كه خود سالهاست به عنوان دبیر فیزیك، سركلاس درس با بچه ها سر و كله می زند نیز معتقد است:
«امروز بچه ها، به همه چیز آن هم به صورت دقیق و موشكافانه توجه می كنند.» وی می افزاید: «دنیای كامپیوتر و اینترنت و توسعه صدا و سیما و شبكه های تلویزیونی و رسانه ها، خواه ناخواه فرزندان ما را نیز تحت تأثیر قرار داده است. ذائقه دانش آموزان ما تغییرات فاحشی با گذشته كرده است. رشد فكری و بلوغ ذهنی آنها بسیار بیشتر از همسن و سالان خود در یكی دو دهه اخیر است.» این دبیر فیزیك ادامه می دهد: «این «رشد» فكری، باعث شده تا دانش آموزان هر روز بیشتر و بیشتر با مشكلاتی ازجمله مسائل اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم كنند.»
رشیدی می افزاید: «این كنكاش ها عاملی برای بیشتر شدن دغدغه های دانش آموزان می شوند. دغدغه هایی كه پس از مدتی به قدری زیاد می شوند كه تمام ذهن و فكر دانش آموز را اشغال كرده، درنهایت به مرور زمان روحیه ماجراجویی و شاد آنها را تحت تأثیر قرارمی دهد.» وی با اشاره به عواقب و پیامدهای این امر می گوید:
«در چنین شرایطی، حتی یادگیری دانش آموزان نیز كاهش پیداكرده، نوجوان و جوان در اصطلاح كم حافظه می شود و ضریب خطاهایی كه انجام می دهند، افزایش پیدا می كند.»
وی نتیجه می گیرد: «بدین ترتیب با افزایش خطاها از سوی محصل و بروز اشتباه از سوی او، تنبیه ها و توبیخ ها نیز به مرور بیشتر و بیشتر می شود. تنبیه هایی كه دانش آموز را بیشتر و بیشتر در خود فرومی برد و در معرض خطر ابتلا به افسردگی و دور شدن از روحیه ای شاد و پرانرژی قرارمی دهد.»
● افسردگی، غول «بیمار» دنیای امروز
افسردگی دانش آموزان و محصلان، فقط یك بیماری است. بیماری كه برای جلوگیری از رشد و گسترش آن، باید به دنبال راه حل هایی مناسب بود.
«افسردگی» در مراحل ابتدایی، تنها یك بیماری روحی و البته رایج در بین دانش آموزان بسیاری از كشورهای جهان است. همانگونه كه براساس اعلام آموزش و پرورش «چین»، ۳۲ درصد از دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه و ۲۵ درصد از دانشجویان این كشور، از مشكلات روحی، بویژه «افسردگی» رنج می برند. دكترحسین باهر، با تأیید وجود «افسردگی» و كاهش روحیه «شاد» دانش آموزان می گوید: «این كه افسردگی در بین نسلی از دانش آموزان امروزی وجوددارد، امری پذیرفته شده است.» وی می گوید: «اما باید به بررسی دلایل بروز این مشكل روش های مقابله با آن پرداخت تا نسل «شاداب» جوانان امروزی ما، از هرگونه خطری مصون بماند.» وی با مقایسه وضع دانش آموزان امروزی با نسل های گذشته می گوید:
«شادی» و «نشاط» در چهره دانش آموز امروز ما، در مقایسه با گذشته كمتر است. برخی از آنها بیش از اندازه سر به زیر شده اند و برخی گاهی رفتارهای ناهنجاری از خود بروز می دهند. مواردی مانند ناهنجاری در نوع لباس و پوشش، اصلاح موی سر، بی قراری در سر كلاس ها و كم توجهی در خصوص احترام به معلمان خود حاكی از این مسأله است.» این استاد دانشگاه، درباره علل شكل گیری افسردگی در میان دانش آموزان می گوید: «من این دلایل را به دو دسته تقسیم می كنم. اول وجود مشكلات اقتصادی درخانواده ها كه باعث ایجاد تنش در آنها و ارتباط والدین با فرزندان می شود و دوم بی توجهی به شأن و منزلت معلمان از سوی جامعه و برنامه ریزان.» وی ادامه می دهد:
«به طور خلاصه این عوامل را می توان در ۴ شاخصه «خانه»، «مدرسه»، مسیر خانه تا مدرسه و محیط جامعه خلاصه كرد.»
● حذف تنش زاها
این استاد «رفتارشناسی» در پاسخ به این سؤال كه در مقابل این عوامل چه باید كرد؟ می گوید: «باید عوامل تنش زا را از ۴ محیط ذكر شده حذف كرد. برای این مسأله نیز راهكارهای مختلفی وجود دارد.» وی با اشاره به این راهكارها ادامه می دهد:
«سر و سامان دادن به وضع اقتصادی خانواده ها، جامعه و تقویت «نوید» و «امید» در میان جوانان، در مورد این كه اگر جوان تحصیلاتش را به خوبی به پایان برساند، شغل و منزلت و آینده روشنی در انتظار وی خواهد بود، از اساسی ترین شیوه های مقابله با این بیماری در میان دانش آموزان است.»
وی با برشمردن راهكارهای دیگری برای ایجاد محیطی شاد در مدارس می گوید: «در این میان نباید از توجه به ظاهر و تزئین «محیط» كلاس ها و مدارس غافل بود. استفاده از رنگ های شاد، گل و گیاه، محیط های ورزشی و تفریحی از جمله مواردی است كه در ایجاد محیطی شاد برای مدارس مفید است.»
دكتر باهر، سومین عامل مؤثر در ایجاد محیطی شاد در مدارس را توجه به روابط «عاطفی» دانسته و می گوید: «روابط میان محصل و معلم، باید رابطه ای «عاطفی» باشد. دانش آموز باید حس كند كه فرزند خانواده ای به نام «كلاس» است.» كمرنگ تر شدن هر چه بیشتر نقش «درس های حفظی» چهارمین عاملی است كه این كارشناس علوم رفتاری بر آن تأكید دارد:
«باید «حفظیات » جای خود را به «معلومات» بدهد. باید با تصحیح شیوه های آموزشی، «معلومات» دانش آموزان را تقویت كرد نه «حفظیات» آنها را. نتیجه آن هم همین وضعی است كه امروز دچار آن هستیم. بیشتر استادان و دانشجویان ما به «ترجمه» روی آورده اند و تألیف بسیار كمرنگ شده است. وی حتی معتقد است: «در دوران استعمار هند از سوی انگلستان، شرط ورود دانش آموزان به دانشگاه «حفظ» كردن جدول لگوریتم بود. یعنی چند ده عدد۷ ، ۸ رقمی!
این یك نقشه حساب شده از سوی انگلیس بود تا جوانان كمتر «فكر» كنند و به «خلاقیت» برسند.
برگرفته از سایت www.aftabir.com |