کمال از نظر اسلام۱
از نظر اسلام جمیع مخلوقات در جهت کمال و رشد و تعالی و هدفی که ایده آل آنهاست هدایت فطری شده اند. آیات قرآنی نیز با بیان های مختلف بدین معنا اشاره دارد، مثل آیه ی شریفه ای که می فرماید:
«رَبُّنَا الَّذِی أَعطی کُلَّ شَیءِ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی»
«پروردگار ما همان است که همه ی اشیای را نعمت حیات بخشیده،سپس هدایت (تکوینی) را بر ایشان مقرّر فرموده است ».
انسان نیز مانند سایر مخلوقات، بر اساس فطرتی که او را به سوی تکمیل نواقص و رفع حوائجش فرا می خواند آفریده شده، لکن به واسطه ی وجود اختیاری که در نهاد او به ودیعت گذاشته شده و به خاطر نیازها و احتیاجات تکوینی بیشتری که دارد، نمی تواند همه ی نواقص خود را به تنهای تکمیل نماید؛ بلکه کمال کامل و حقیقی انسان از دیدگاه اسلام مستلزم تعاون و همکاری و مساعدت های فراوانی است که از مسیر ازدواج آغاز و با مشارکت و تلاش جمعی در رفع موانع حیات انسانی و تأمین نیازهای عامه و ایجاد زمینه ی تشکیل محیطی سالم برای رشد و تعالی انسان ها امکان پذیر می گردد.
و در این مسیر، نیازمند اصول و قوانینی علمی و محتاج راه و روش و سنتی عملی است که از قابلیت ها و خواسته های نهادینه شده ی او ریشه گرفته، پاسخگوی احتیاجات حقیقی او باشد. این همان مفاد و محتوای کلّی ادیان الهی است و فطری بودن دین نیز می تواند به معنای همسویی و موافقت اصول و احکام اسلامی با فطرت توحیدی انسان باشد:
« فَأَقِم وَجهَکَ لِلِّدینِ حَنیفاً فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها».
«پس روی خود را به سوی این دین حنیف کن (با اعتدال کامل و توجّه تمام به دین، اقبال نمای، که مطابق است) با همان فطرت و سرشتی که خداوند، مردم را بر آن سرشت آفریده است». طرز تفکّر افراد اجتماع – درباره ی حقیقت زندگی دنیا و بینش آنان درباره ی آغاز و پایان جهاد – به هر شکلی باشد، سنت هایی که در آن اجتماع وضع می شود همان گونه شکل می گیرد. و به عبارت دیگر؛ صورت و شکل زندگی با اختلاف در اصول اعتقادی مختلف می گردد.