کمال انسان از نظر دنیای کنونی
در مقابل این سه گروه یاد شده در مباحث قبلی، دنیای کنونی سعادت بشر را در امور مادی خلاصه می کند. در نظر اکثر مردم جهان اصالت یا تمایلات و لذّات و اولویت های مادّی بوده، جهات معنوی،سجایای اخلاقی و توجّه به روح و انسانیت ، مطرود و به دست فراموشی سپرده شده است و چیزهائی از قبیل ثروت، مقام، قدرت و تمایلات جنسی، ملاک عمل و خوشبختی شناخته شده، به گونه ای که دارنده ی این امور را انسانی خوشبخت می پندارند . اینان نیز خود به چند تقسیم می گردند:
* برخی دستیابی به منزلت های مادی را که پُست و مقام و دارایی و ثروت از جلوه های بارز آن است کمال دانسته و تمام توان خویش را در راه به دست آوردن آن به کار می گیرند و در این مسیر از هیچ اقدامی دریغ نکرده و به هر وسیله ای متمسّک می شوند تا به گمان خود فردی شایسته باشند و چنان چه به مقام دلخواه نرسند در خود احساس حقارت و پستی می نمایند.
* جهان کمونیسم که سعادت بشر را در ایجاد جامعه ای بی طبقه دانسته، اصالت را به اقتصاد و رفاه نسبی افراد جامعه داده و به طور کلّی از مسایل اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و مذهبی غافل، بلکه در صدد مقابله ی جدّی و محوِ هرگونه گرایش معنوی بوده است. گرچه امروزه در حال فروپاشیدن است و می رود که جز نامی از آن در کتب باقی نماند. این ها را می توان بخش سازمان یافته ای از طرفداران «اقتصاد مداری» به حساب آورد.
* برخی هم بشریت را تنها از پشت عینک تمایلات جنسی مشاهده کرده اند و تمام شئون مذهبی و اخلاقی بشر را نادیده گرفته، حتی مهر مادری را از این دیدگاه می نگرند و معتقدند: بشر باید در ارضای شهرت، مثل سایر حیوانات آزاد باشد.
مثلاً فروید با این که غرائز انسان را به دو دسته (غریزه ی صیانت ذات و غریزه ی جنسی) تقسیم می کند، ولی آن چنان به شهوات جنسی اصالت بخشیده که علاوه بر زیرپاگذاشتن همه ی خلایق انسانی، حتی غریزه ی حب ذات را هم که خودش پذیرفته، فراموش می کند.
* گروهی دیگر نیز که زرق و برق ثروت و مقام، چشم آن ها را کور نکرده، تا اندازه ای به بی ارزشی اندوختن مال و رسیدن به پست و مقام پی برده و از تنگنای دیدگاه های مختلفی که آدمی را به پایین ترین سطح فرومایگی و پستی تنزّل داده، رها گشته اند،دچار علم زدگی شده،کمال و سعادت انسان را منحصراً در گرو دانش و علوم روز دانسته،می گویند: هر انسانی که بیشتر به حقایق هستی آگاه باشد کامل تر خواهد بود، همه ی شرور و نقایص ناشی از جهل و نادانی و همه خوبی ها در آموزش دانش می باشد.