تاثير خانواده ها در تربيت نسل آينده
خانواده، مدرسهاي است كه انسان از بدو تولد تا پايان شش سالگي، بيش از نيمي از شكل گيري شخصيت، جهت گيري رفتارهابش در آنجا صورت ميگيريد. در اين مدرسه پدر و مادر الگوسازان اصلي فرزندان به حساب ميآيند و هر گونه رفتار و منش آنها در ارتباط با همديگر و يا در رفتار با فرزندان مورد تقليد و تبعيت و همانندسازي آنان قرار ميگيرد. گرايشها و علائق والدين در تمام امور، سمتگيري رفتاري فرزندان را سازمان ميبخشد. اين سازمان دهي 65 درصد شخصيت آنان را شامل ميگردد و آنان وقتي وارد مدرسة دوم كه نطام تعليم و تربيتي رسمي جامعه است ميگردند، بسياري از رفتارهايي كه منشأ توفيق و موفقيت آنان است و يا برعكس موجبات اختلال رفتاري يا گمراهي آنان را فراهم ميكند، در آنان ساخته و پرداخته گرديده است.

ميزان اهميت آموزش والدين به حدي است كه امروزه سراسري نمودن چنين آموزشهايي را مؤكد ميسازد و انجام چنين نهضتي تنها در ساية مساعدت و تلاش تمامي قشرهاي اجتماعي امكان پذير ميگردد. چنانچه نهضت سراسري «آموزش خانواده» در ساية همراهي و همگامي تمامي رسانههاي جمعي و تأكيد تمامي مسئولان و متوليان سياسي، اجتماعي و تربيتي كشورمان تحقق يابد، نه تنها نظام خانواده از استحكام و پويايي مطلوب خويش بهرهمند خواهد گرديد. بلكه نظام اجتماعي و تربيتي كشورمان رشدي سريعتر و توسعهاي پايدارتر را شاهد خواهد بود.