تبليغاتX
پيک مدرسه - دانش آموز شكمو
مسائل آموزشي و تربيتي، پژوهش‌ها و مقالات، خاطرات، نمونه سؤالات امتحاني
دانش آموز شكمو

در يكي از روستاهاي نزديك نايين تدريس كلاس دوم و پنجم كه مختلط بود بر عهده ام گذاشته شد. در آن سال يكي از دانش‎آموزان پسر كلاس دوم در عين حال كه خيلي با نمك بود، خيلي پرحرف بود. هر روز به اين دانش‎آموز تذكر ميدادم كه در وسط تدريس من صحبتهاي متفرقه نكند ولي او گوشش بدهكار نبود و هر گاه كه چيزي از بيرون مدرسه يادش مي‎آمد؛ بلند سر كلاس ميگفت و حواس بقيه بچه‎‏ها را پرت ميكرد. آن روز مشغول تدريس جمع‏هاي اساسي نوع دوم ( مثلا11= 6+5) بودم. معمولا از خود دانش‎آموزان براي تدريس استفاده ميكردم. لذا از دانش‎آموزان خواستم تا دو دسته شوند. به همين دليل 5 دانش‎آموز را در سمت راست كلاس و 6 دانش‎آموز را در سمت چپ كلاس قرار دادم. سپس از دانش‎آموزان سمت چپ خواستم تا به اندازه‎أي دانش‎آموزان به سمت راست بروند تا دانش‎آموزان سمت چپ ده نفر شوند و يك نفر سمت چپ بماند و دانش‎آموزان نتيجه بگيرند كه جمع 5 و 6 مي‏شود 11 . اتفاقا دانش‎آموزان 6 پسر بودند و 5 دختر. با رفتن دانش‎آموزان سمت چپ به راست يك پسر سمت راست تنها مانده بود. در اين موقع بود كه باز پرگويي حسن آقا گل كرد و زبان باز كرد و گفت: خانم! كي مال كي و … و محسن بي زن مانده. او يكي يكي دختران را پاي پسران گذاشته بود. حواس بچه‎ها پرت شد و همه كلاس را خنده برداشت. مانده بودم چه كنم. بارها به او تذكر داده بودم كه اگر بيجا صحبت كني تو را از كلاس اخراج مي‎كنم و اينجا بود كه فرصت را غنيمت شمرده و با لحني تند به او گفتم: « حسن، مگر من به تو نگفته بودم در حين درس دادن حرف متفرقه نزني؟ حالا كه اصلا به حرف من گوش نمي‎دهي از كلاس برو بيرون!» او را از كلاس بيرون كردم و در را بستم. (جالب اينجا بود كه حسن اصلا اصراري براي نرفتن از كلاس ننمود و آرام از كلاس بيرون رفت.) من مشغول ادامه تدريس شدم. وقتي تدريسم تمام شد؛ با خود گفتم تا به بيرون كلاس سري بزنم و ببينم او چه مي‎كند. نكند كار خطرناكي بكند كه عواقب آن بيشتر از محاسنش باشد. لذا به طرف در رفته و در را باز كردم. با تعجب ديدم كه حسن آقا با كيف تمام نشسته و تغذيه اش را كه نخودچي كشمش بوده از جيب مبارك در آورده و مشغول خوردن آن است، به طوري كه اصلا باز شدن در را متوجه نشد. به طرفش رفتم و گفتم: «حسن جان! نوش جان! خوب خوش گذشت.» با لبخندي بانمك گفت: «خانم بله»
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 15:32  توسط ع الياس‌زاده  | 

 

Design By M Javad Eimani N - AllRight ReservedNaeinNews.ir In Year 2009 - 2010