|
|
|
|
ضمن عرض سلام و تبريك به مناسبت عيد سعيد غدير، با نام و ياد خداوند متعال از اولين سايت آموزشي فرهنگي نايين خدمت جناب آقاي حاج ابوالفضل عابدين نژاد رسيديم تا هم جوياي احوال ايشان شويم و هم مصاحبهأي صميمانه با اين عزيز پيشكسوت فرهنگي داشته باشيم،
1 - با عرض سلام و تبريك عيد سعيد قربان و عرض ادب خدمت حنابعالي ، لطفا خودتان را معرفي كرده و بفرمائيد چند سال داريد و در چه سمتهايي و چند سال در خدمت آموزش و پرورش بودهايد؟با نام و ياد خداوند متعال و عرض سلام به پيشگاه حضرت مهدي امام زمان(عج) و آرزوي سلامتي و طول عمر براي رهبر عزيزمان، اينجانب ابوالفضل عابدين نژاد فرزند حسنعلي متولد سال 1312 در نايين ميباشم. در آبانماه 1334 به استخدام آموزش و پرورش در آمدم و مدت 39 سال در سمتهاي معلمي، مديري، بايگاني و مسئول حسابداري مشغول انجام وظيفه بودهام. 2- چند سال است كه به افتخار بازنشستگي نايل شدهايد و تا چه حد بعد از آن با ديگر فرهنگيان و همكارانتان تعامل داريد؟ در مهرماه 1373 (مدت 14 سال) بازنشسته شدم و به دوستان و همكاران قديمي بسيار زياد علاقه داشته و دارم و ارتباط نزديك، صميمي و خوبي با آنها دارم بطوريكه اگر مشكلي (حتي مشكلات خانوادگي) برايشان پيش ميآيد به سراغ من ميآيند و من نيز تاكنون در حل و فصل اين مشكلات كوتاهي نكردهام. قبل از بيماري بيشتر اوقات با دوستان و ديگر بازنشستگان به پياده روي ميرفتم و با آنان در ارتباط بودم و در اين ايام نيز دوستان مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادهاند و مرتب به عيادت من آمده اند كه جا دارد در اينجا از همه آنها كمال تشكر را داشته باشم. 3- چگونه در اداره آموزش و پرورش نايين به سمت مسول حسابداري انتخاب شديد؟ يادم است كه حدود 2سال بود كه در قسمت بايگاني اداره مشغول بكار بودم كه رئيس فرهنگ آن زمان آقاي فخاري، از من خواست كه چند ليست حسابداري را ظرف مدت كوتاهي آماده كنم، من نيز در مدت تعيين شده ليست را بـدون خطا و خوانا آماده و تحويل دادم. كار من مورد توجه ايشان قرار گرفت و با وجودي آن كه افراد ديگري نيز بودند كه مسئوليت حسابداري را بپذيرند؛ ايشان مصرانه از بنده خواستند تا مسئوليت حسابداري را قبول كنم و اشكالاتي را كه در آن دايره ايجاد شده بود، برطرف سازم. 4- از اين كه روزي معلم بوديد چه احساسي داريد و اگر به گذشته برميگشتيد آيا باز هم شغل معلمي را انتخاب ميكرديد؟ به شغل معلمي بسيار بسيار زياد علاقه داشتم درحال حاضر حتي اگر جوان نيز ميشدم دوباره، فقط و فقط شغل شريف معلمي را انتخاب ميكردم. هميشه به دوستان و رفقاي خود سفارش ميكنم كه قدر خود و شغلتان را بدانيد كه خداوند سرنوشت شما را در شغل معلمي قرار داده است. بحمدالله تمام 39 سال خدمتم به خوبي، خوشي و موفقيت سپري شد و حال كه پير، فرسوده و مريض شده ام؛ دستم به كاري نمي رسد و “دست من كوتاه و خرما بر نخيل“ 5- شيرين ترين يا تلخترين خاطره از زمان خدمتتان را بازگو كنيد؟ يادم است يك روز مطلع شدم كه شخصي جلوي مسجد حضرت سجاد(ع) با ماشين مدل بالا، سراغ مرا گرفته است و نمازگزاران مسجد، آدرس منزلم را به وي داده بودند. آن روز وقتي درب منزل را زدند و من درب را گشودم؛ جواني خوش سيما با وضعيتي مناسب را ديدم كه تا مرا ديد مرا در آغوش گرفت و دست مرا بوسيد. از او سوال كردم كه كيست؟ گفت: عظيمي. تازه يادم آمد كه او دانشآموز كلاس ششم بنده در انارك بوده؛ پدرش شهردار انارك بود و پس از تحصيل در دانشگاه بورسيه خارج شده بود و بعد از آن نيز در يكي از مؤسسات خارج از كشور مشغول بكار شده است. او گفت من چند سال يكبار به ايران ميآيم و حال كه به ايران آمدهام مخصوصاَ به نايين آمدم تا از معلم كلاس ششم خود قدرداني كنم. من آنجا احساس غرور كردم و از خداوند بزرگ به خاطر شغل معلميام سپاسگزار شدم. 6- آيا دانشآموزي از دانشآموزان شما هست كه بيشتر از بقيه در ذهنتان نقش بسته و او را ياد ميكنيد؟ در نظر من هيچ دانشآموزي بر ديگري برتري نداشت. همه را يكسان ميديدم و بطور مساوي و با احترام با آنان رفتار ميكردم؛ چون علاقة زيادي به شغل معلمي داشتم و در مواظبت و تحصيل آنها كوشا بودم ولي يادم است در يكي از سالهاي خدمتم در روستاي دولتآباد، مسابقه حفظ قرآن گذاشتم. دانشآموزي به نام يوسف علي رضايي داشتم كه استعداد فوقالعادهاي داشت. او ظرف مدت 3روز سورة بقره را حفظ كرد و همه را شگفت زده نمود. ولي متأسفانه بعدها به خاطر فقر و تنگدستي ترك تحصيل كرد و چندي بعد مطلع شدم كه در تهران به كارهاي سخت مشغول شده و در حين كار فوت كرده است. 7- نحوه تشويق و تنبيه دانشآموزان در گذشته چگونه بود؟ من به تنبيه اعتقاد نداشتم و معتقد بودم كه بايد با دانشآموز با ملايمت رفتار كرد؛ تا اثرات مثبت تربيتي آن را شاهد باشيم. مسلماً همه اعتقاد بنده را ندارند و تنبيه هم وجود داشت؛ ولي در مدارسي كه من مدير آن بودم معلمان ديگر حق تنبيه دانشآموزان را نداشتند و به آنان مرتب گوشزد مينمودم كه تشويق اثرگذارتر از تنبيه است. معمولاً با دادن جايزه (يك مداد يا خودكار يا يك دفترچه) به دانشآموزان در سر صف، بچهها را خوشحال ميكرديم. 8- با نوجه به اينكه فرزندانتان همه فرهنگي هستند و هنوز نيز در ارتباط با فرهنگ و تعليم و تربيت هستيد؛ به نظر شما نسل قديم با نسل جديد و نظام آموزشي در گذشته و حال چه تفاوتهايي كردهاند ؟ يادگيري و تعليم در كار تمامي معلمان قديم و جديد بوده و هست؛ لكن معلم باوجدان و دلسوز است كه هميشه خوب كار ميكند و در خاطره ها زنده است. در حال حاضر نيز امكانات و روشها بسيار بهتر از سابق شده است و در عصر و زماني قرار داريم كه بايد قدر آن را بدانيم و خدا را شكر كنيم. در گذشته وضع چنان خوب نبود. يك هدية بسيار كوچك براي بچهها بسيار جذاب و خوشحال كننده بود. كار در گذشته براي معلمين نيز سخت بود بطوري كه اول مهرماه به محل خدمت خود در چوپانان ميرفتيم و چون وسايل عبور و مرور نبود نميتوانستيم تا عيد نوروز به نايين برگرديم. يا زماني كه در دولت آباد مشغول بكار بودم با دوچرخه به محل كار خود ميرفتم و در روزهاي برف و سرما، صبح زود به محل كار خود ميرفتم تا به استقبال دانش آموزاني كه از روستاهاي اطراف به دولت آباد ميآمدند بروم تا در برف و بوران گرفتار نشوند. 9-نحوة بازديد مسئولان اداره آموزش و پرورش استان يا منطقه از مدارس چگونه بود و آيا بازخورد اين بازديدها به اطلاع آنان ميرسيد؟ در سركشي از مدارس، بازديدهاي ما جنبه آموزشي و راهنمايي داشت و با مربيان مدارس برخورد بسيار مناسبي داشتيم. بنده نيز بالطبع در بازديدها دفترسرانه را بررسي ميكردم و اگر اشكال و ايرادي در آن وجود داشت به مدير دبستان گوشزد ميكردم و نكات مورد نياز را به آنان آموزش ميدادم. بعضي اوقات هم كار حسابداري مدارس را خودم انجام ميدادم. 10- اكنون ميبينيم در بين بعضي از مدارس يا فرهنگيان رقابتهاي ناسالمي وجود دارد كه در برخي مواقع باعث كينه و كدورت بين فرهنگيان ميشود؛ در سيستم آموزشي قديم رقابتها به چه صورت بود؟من معتقدم اگر رقابتي هم بين همكاران وجود داشته باشد بايستي در جهت سازندگي، تعليم و تربيت فرزندان معصوم و بيگناه باشد. آن روزها سعي ميكرديم با هم صميمي باشيم و نحوه تدريس و كلاسداري را از هم ياد بگيريم ولي اكنون رقابتها اينگونه نيست. توصيه من به فرهنگيان اين است كه رقابتها بايد سازنده باشد و با رقابتهاي ناسالم به خود و دانشآموزان خود لطمه نزنند. در رقابتها بايد اول به تواناييهاي خود و دانشآموزان خود توجه كنند بعد به مقايسه و رقابت بپردازند. 11- از اينكه تمام نه فرزند شما فرهنگي هستند (بطوريكه اولين فرزندتان نيز آقاي سعيد عابدين نژاد اكنون از بازنشستگان فرهنگي هستند) ؛ چه احساسي داريد و دليل انتخاب شغل ايشان را در چه ميدانيد؟ من علاقه زيادي به شغل معلمي داشتم و سعي كردم فرزندانم نيز فرهنگي باشند؛ چون معتقدم در نظام آموزش و پرورش اكثراً افراد ساده، سالم و پاك مشغول بكارند و در اين نهاد نسبت به نهادهاي ديگر، خدمت خالصانه و روزي حلال بيشتر وجود دارد. به همين دليل تلاش كردم كه فرزندانم نيز فرهنگي شوند (در حال حاضر 7 فرزندم در آموزش و پرورش مشغول بكارند كه فرزند بزرگترم بازنشسته شده است) و سفارشم به ديگران نيز در زمينه انتخاب شغل همين است. 12-به عنوان يك بازنشسته چه توقعي از مسئولين آموزش و پرورش نسل جديد داريد؟ بحمدالله تمام مدت 39 سال خدمتم به خوبي، خوشي و موفقيت سپري شده است. حكومت جمهوري اسلامي هم به وضع بازنشستهها رسيدگي كرده است و اكنون راضي هستيم. الان هم هيچ توقعي از كسي ندارم. اميدواريم مملكت حمهوري اسلامي در سايه منور امام زمان(ع) حفظ شود. فقط از نسل جديد ميخواهم كه قدر بزرگترها را بدانند و در تصميم گيريها با پيشكسوتان و بزرگترهايي كه اهل فن هستند مشورت نمايند. 13-توصيه شما به نوجوانان و جوانان نايين چيست و آينده تعليم و تربيت را در ايران چگونه ميبينيد؟ ابتدا توصيه من به پدر و مادران اين است كه در تربيت فرزندان دقت و نظارت داشته باشند و وظيفة اصلي خود را حفظ بنيان خانواده بدانند كه اگر خانواده اصلاح شود جامعه اصلاح خواهد شد؛ و پس از آن توصية من به جوانان و نوجوانان اين است كه اگر طالب خوشبختي هستند بايد به والدين خود بخصوص مادران احترام كنند؛ و توصيه ام نيز به فرهنگيان اين است كه قدر خود را بدانند. مسئوليت معلم سنگين است و معلمي موفق است كه امانت خانوادهها را به خوبي نگهداري كند و در تربيت سرمايههايي كه در اختيارش است كوشا باشد. 14- رمز موفقيت خود را در امر كار و تربيت فرزندان در چه ميدانيد؟ رمز موفقيت و خوشبختي در كار و زندگي: در حلال كاري، درستكاري و مردمداري است. بنده در طول خدمتم هميشه سعي كردم شعار مذهبي بدهم و به آن هم عمل كنم. مثلاً زماني كه معلم بودم موقع ظهر بچهها را صف ميكرديم و از ميان آبادي عبور ميداديم تا در استخر روستا وضو بگيرند و سپس آنان را به مسحد هدايت ميكرديم تا نماز بخوانند. مردم آبادي وقتي دانشآموزان را به همراه مربي خود اين گونه ميديدند تخت تأثير قرار ميگرفتند. زماني هم كه در اداره مسئول حسابداري بودم تا ريال بيت المال را حساب ميكردم و در حسابداري دقيق بودم. لذا رمز موفقيت را در حلال كاري، درستكاري و مردمداري ميدانم. اگر توضيح ديگري به ذهنتان ميرسد كه بنده فراموش كردم آن را از حضورتان سوال كنم، بفرماييد؟ خداوند را سپاسگزارم و از او ميخواهم به همه توفيق عبادت و بندگي و خدمت به مردم عنايت كند. از شما نيز به خاطر اين مصاحبه كمال تقدير و تشكر را دارم و جا دارد كه در اينجا از ابوي بزرگوارتان حاج رضا الیاس زاده نيز يادي كرده باشيم. ايشان از چهرههاي فرهنگي زمان خود و يكي از شاگردان برجسته مرحوم حاج ميرزا محمد توسلي (از استادان قرآن) بودند. جالب اينجا بود كه مرحوم پدرتان حاج رضا ضربالمثلهاي زيادي ميدانستند و اكثر اوقات در گفتگوها، از اين ضربالمثلها استفاده ميكردند. به همين دليل هميشه كلام ايشان، همه را تحت تأثير قرار ميداد. خداوند تمام رفتگان را بيامرزد و ما را هم عاقبت بخير كند. با آرزوي طول عمر و شفاي عاجل براي شما از درگاه حق تعالي، و ضمن تشكر ويژه ازجنابعالي كه وقت خود را در اختيار بنده قرار داديد و با كمال حوصله و در حال بيماري به سوالات بنده پاسخ داديد و با اين مصاحبه واقعا ياد و خاطر آنروزها را كه با مرحوم پدرم(حاج رضا الياس زاده) دوستي صميمي بوديد؛ در ذهنم زنده شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 8 فروردین1389ساعت 17:0 توسط ع الياسزاده
|
|
||
Design By M Javad Eimani N - AllRight Reserved www.NaeinNews.ir In Year 2009 - 2010