|
|
|
|
|
اينجانب عفت الياسزاده نائيني با مدرك تحصيلي ليسانس آموزش ابتدايي در سال تحصیلی ۸۴-۸۵ در سمت آموزگار چندپايه، در روستاي مزرعه امام، توابع شهرستان نايين در خدمت نونهالان اين منطقه بودم، كه پژوهش حاضر با موضوع «بكار گيري هنر در تثبيت مفاهيم فارسي»روي تعداد 6 نفر دانشآموزان پاية دوم دبستان «12 فروردين» صورت گرفت. در اين اقدامپژوهي تلاش شد تا با به كارگيري از هنر، مفاهيم درسي فارسي پاية دوم به نحوي مطلوبتر در ذهن دانشآموزان تثبيت گردد و تأثيرات استفاده از هنر در تثبيت مفاهيم درسي، مشاهده و اثبات گردد. البته شروع اين اقدامپژوهي در درس فارسي بوده ولي به دليل تأثير هنر كمكم به دروس ديگر نيز گسترش يافتهاست. مشخص نمودن مساله با شروع سال تحصيلي85-84، پس از گذشت تقريباً يك ماه از سال تحصيلي و آشنايي با خصوصيات اخلاقي و درسي دانشآموزان متوجه شدم كه6 نفراز دانشآموزان پاية دوم، در خواندن و نوشتن مشكلات فراواني دارند. لذا كتاب بخوانيم كلاس اول را تهيه نموده و از دانشآموزان خواستم تا از روي دروس 17 به بعد را بخوانند؛ كه مشاهده كردم واقعاً مفاهيم درسي پايه اول را به طور كامل نياموختهاند. همچنين مسابقة روخواني ترتيب دادم تا بفهمم ميانگين سرعت خواندن دانشآموزان از روي يك متن 50 كلمهاي چند ثانيه است. در خواندن كلمات، حروف را اكثراً اشتباه تلفظ ميكردند. به طور مثال حرف «ب» را «ي» يا «ن» و... تلفظ مينمودند يا براي بهم پيوستن حروف و ساختن كلمه و خواندن آن زمان زيادي را صرف ميكردند. هم چنين متن املايي 40 كلمهاي با كلماتي ملموس از سه درس اول به آنان گفتم كه ميانگين نمرات املاي آنان 66/13 بود. همچنين فعاليتهاي كتاب «بنويسيم» را بدون علاقه و با اضطراب و دلهره انجام ميدادند؛ به طوريكه خواهان بودند كه در منزل در كنار والدين خود انجام دهند و يا براي نوشتن جواب سؤالي، كلمه به كلمه جهت تأييد پاسخ مراجعه ميكردند. علاوه بر اين، مفاهيم درسي را كه در زمان تدريس ميآموختند، به سرعت فراموش ميكردند. اين بيعلاقگي را در ساعات هنر نيز مشاهده كردم، مثلاً وقتي از آنها ميخواستم كه براي موضوعي ساده و ملموس نقاشي بكشند، صداي اعتراض آنان بلند ميشد كه ما بلد نيستيم و يا حال نداريم و اين براي من تعجبآور بود و برايم اين سؤالها پيش آمد كه: چگونه من ميتوانم در آنان انگيزة يادگيري به وجود آورم؟ و آيا با به كارگيري از هنر ميتوان در آنان ايجاد انگيزه كرد و ذهنشان را فعال نمود تا مفاهيم درسي در ذهن آنان به نحو مطلوبي تثبيت گردد؟ كارم مشكل بود، زيرا هم بايستي جبران عقب ماندگي درسي سال گذشتة آنها را ميكردم و هم مفاهيم درسي پاية دوم را به آنها آموزش ميدادم. همچنين كلاس دوپايه بود. بنابراين، طي گذشت زمان و رويارويي با مسأله و مشاهدات خودم از وضعيت موجود و به دست آوردن اطلاعاتي با برگزاري آزمون تشخيصي و برگزاري مسابقة روخواني بين دانشآموزان، مشكلات و دلايل عدم تثبيت مفاهيم درسي در ذهن آنان را به شرح زير دستهبندي نمودم: 1- ضعف درسي دانشآموزان، بخصوص خواندن و نوشتن كه مشكل اصلي آنان بود. 2- عدم وجود علاقه و انگيزه براي يادگيري در آنان. جمعآوري اين اطلاعات به من كمك كرد تا به اين نتيجه برسم كه راهكاري بايد باشد كه اولاً در دانشآموزان انگيزه و علاقه براي يادگيري به وجود آيد و ثانياً ذهن آنان تقويت شده و مفاهيم درسي در ذهن آنان تثبيت گشته و مشكلات خواندن و نوشتن در آنان كه ناشي از عدم يادگيري صحيح و اعتماد به نفس در آنان است، برطرف گردد. لذا با مطالعة مجلات و كتب روشهاي تدريس، كتب روانشناسي و كتب مربوط به هنر شيوههايي جهت رفع مشكل ميجستم و به اطلاعات كاربردي زيادي دست يافتم. پس از جمع آوري اطلاعات و علتيابي مسأله به اين نتيجه رسيدم كه شايد من بتوانم با به كارگيري از هنر، در دانشآموزان ايجاد انگيزه و علاقه كرده و فعاليتهاي يادگيري را به شكلي جذاب و هيجانانگيزتر در آورده و به تقويت ذهن آنان بپردازم تا شايد مفاهيم درسي در ذهنشان از ثبات بيشتري برخوردار شود. من معتقد بودم كه با تلفيق درس فارسي با درس هنر، فعاليتهاي يادگيري در قالب فعاليتهاي گروهي و انفرادي با جذابيت خاصي دنبال شده و ذهن دانشآموزان تقويت ميگردد و مفاهيم درسي در ذهن از ثبات بيشتري برخوردار خواهد شد. علاوه بر آن فعاليتهاي درس هنر نيز كارآيي بيشتري پيدا ميكند. نحوه اجرا براي اجراي اهدافم، مرتب در فكر بودم كه چگونه ميتوانم درس فارسي را با درس هنر تلفيق كنم. لذا نگاهم به محيط اطراف بايستي تغيير ميكرد. از كوچكترين موقعيت و فرصتي براي انجام كار بايد استفاده ميكردم و موضوعات درس را با فعاليتهاي هنري ارتباط ميدادم. به طوري كه مفاهيم درسي فارسي در ساعات هنر مرور شده و در ذهن دانشآموزان از ثبات بيشتري برخوردار شود. بنابراين كار خود را بدين شرح آغاز كردم:
2- برگزاري مسابقة روخواني متن در هر درس و كه هدفم از اين آزمونها اطلاع از نقاط ضعف روخواني دانشآموزان به طور دقيق بود. 3- برنامهريزي دقيق در زمينه اجراي اين اقدام پژوهي و استفاده از فرصتها: - در هر ساعت هنر به دانشآموزان موضوعات ساده و ملموس مربوط به درس فارسي، علوم و هديههاي آسمان و رياضي داده ميشد. اين فعاليتها به صورت انفرادي امّا در گروه (مشورت با يگديگر) انجام ميگرفت و كار من هم نظارت و راهنمايي در فعاليتهايشان بود. - مفاهيم نكتهها و واژهآموزي را در قالب دو نقاشي طراحي كردم. بدين صورت كه وقتي چند مفهوم تدريس ميشد. در يك جلسة هنر اين نقاشي را در اختيار فراگيران ميگذاشتم تا ابتدا خانههاي خالي را با كلمات مناسب كامل نموده و سپس نقاشي را به سليقة خود رنگ كنند. در مرحلة بعد به آنان ميگفتم: از بين كلماتي كه نوشتهايد، ده كلمه را انتخاب نموده و با آن جملة بامعنايي پشت صفحه بنويسيد. اين فعاليت براي بچهها خيلي لذت بخش بود. ساخت كاردستي با توجه به موضوعات درس فارسي كه اين فعاليتها اكثراً به صورت گروهي انجام ميشد، به طور مثال:
- سفرة هفتسين با استفاده از يك ليوان يك بار مصرف، يك شاخه درخت، مقداري خرده پارچه يا كاغذ رنگي، چند عدد سنجد، درب نوشابه، دو عدد سكه، قدري سماق، مقداري گچ و چسب مايع كه هدف آشنايي آنان با مواد داخل سفرة هفت سين، ايجاد حس همكاري در آنان). - قطار هنرمندان يا واگن فصلها (كه به صورت گروهي و با كمك قوطيهاي شيرشان اين كاردستي ساخته شد.) بدين ترتيب كه به فراگيران گفته شد: قوطي شير خود را نگه داريد و آن را تميز بشوييد و آن را با كاغذي كادو نموده و روي آن كلمات مربوط به درس«هنرمند» (مثلاً با شنيدن كلمة نقاش به ياد چه كلمههايي ميافتيد) يا داستان «12 برادر» (نام فصلها و ماههاي آن و كلماتي مربوط را بنويسيد) و هريك از بچهها نسبت به علاقة خود هنر يا فصلي را انتخاب ميكرد و اين فعاليت را در خانه انجام ميداد و كار را براي ساعت هنر آماده مينمود. در ساعت هنر اين واگنها را به هم متصل كرده تا قطار هنرمندان و يا قطار فصلها آماده گردد. سپس از هر يك از دانشآموزان خواسته ميشد تا كلمات نوشته شده را براي همكلاسيهاي خود بخواند. اين يادگيري چون از طريق گروه همسالان صورت ميگرفت اثرگذارتر بود. - براي «فصل بهداشت» درس فارسي اين فعاليت طراحي شد كه با جعبه و قوطيهاي شير، خانهاي درست كنند و بالاي سه طرف خانه كلمههاي «سلامت» و «نظافت» و «بهداشت» نصب نمودم و بعدكارتهايي را در اختيار آنان گذاشته و از روش بارش مغزي استفاده نموده تا با توجّه به كلمة بالاي خانه كلماتي را كه در ذهن آنان تراوش ميكند بازگو كنند و سپس روي كارتهايي كه در اختيار دارند بنويسند و بعد كارت كلمات را روي خانه با چسب بچسبانند. - براي درس «ايران»، نمايشگاه عكس «ايران من» ترتيب دادم، بدين نحو كه به بچهها گفتم: « از جاهاي ديدني ايران عكسهايي را جمعآوري كنيد، تا در ساعت هنر با همكاري هم آنها را به صورت نمايشگاه عكس در آوريم و براي ديدن ديگر دانشآموزان پايههاي ديگر آماده نماييم.» اين نمونههايي از كارهايي بود كه جهت يادگيري كلمات و پرورش ذهن آنان در زمينة واژهآموزي انجام شد. - براي تقويت خواندن و نوشتن آنها، ساخت كتاب گلچيني از باغ قرآن را ترتيب دادم. اين فعاليت بدين صورت انجام گرديد كه در ساعت هنر نصف برگ آچار در اختيار فراگيران گذاشته و آنان را هدايت مينمودم تا دور آن را با شكل يا حروف يا اعداد متحدالشكلي حاشيهگذاري نمايند. سپس در ساعات قرآن پيامهاي قراني كتابشان را با انتخاب خودشان با خطي زيبا روي اين برگه بنويسند و در ساعت قرآن جلسة بعد با روخواني، آن پيام را به كلاس ارائه دهند. - فعاليت ديگري كه براي تقويت خواندن و نوشتن آنان ترتيب دادم تهيه كتاب برگهايي از خاطرات مدرسه بود كه به دانشآموزان يك برگ آچار داده شد تا آن را نصف كرده و در نصف آن به روش قبلي، خاطرهاي از بهترين روز مدرسه و در نصف ديگرش نامهاي به معلم خود را بنويسند و اين فعاليت در قالب تكليف شب به دانشآموزان داده شد و سپس اين برگهها را در كنار هم قرار داديم تا يك كتاب درست شود. سپس از دانشآموزان خواسته شد تا هر كدام خاطرة خود را براي دوستان خود بخوانند و بچهها هم دراين كتاب، خاطرات دوستان خود را مطالعه كنند. - فعاليتي را نيز براي بعد از تعطيلات عيد برنامهريزي نمودم. بدين نحو كه قبل از عيد به كمك دانشآموزان طرحي را روي مقوا با استفاده از هنر افشانگري پياده كردم و به دانشآموزان كلاس دوم گفتم: «بعد از عيد مطالب كتاب فارسي را در اين نشريه به طوري متنوع مينويسيم.» همة بچهها وقتي بعد از عيد به مدرسه آمدند، در انتظار نوشتن نشريه بودند. آن وقت بچهها را به خواندن درسهايي از قبل دعوت كردم (مثلاً درس پروانهها) و صبح روز بعد هر كدام از بچهها كه جلسة قبل غلط املايي كمتري داشت در نشريه مينوشت و بقية بچهها در دفتر املاي خودشان مينوشتند. البته اگر دو نفر مثل هم بودند، آن كسي را انتخاب ميكردم كه خوش خطتر باشد. اين كار براي بچهها خيلي جذاب بود و در آخرين جلسهي اين فعاليت املاي بچهها در حد عالي بود. - با مشاهدة تأثير هنر در يادگيري مفاهيم درسي، درس هنر را با ديگر دروس تلفيق دادم. اين كار باعث شد كه در ساعت هنر مطالب و مفاهيم دروس نيز مرور گردد، مثلاً براي درس علوم بخش ماده:كشيدن نقاشي يك مايع جامد و گاز، يا كشيدن دو جسم با حجمهاي متفاوت و بخش محل زندگي جانوران: كشيدن منظرة يك جنگل يا بيابان و چسباندن حيوانات مربوط به اين مناطق و... در درس رياضي، براي آموزش ساعت كشيدن ساعت و مشخص نمودن عقربههاي آن در دفتر نقاشي و نوشتن ساعت مربوطه و ساخت كاردستي ساعت يا براي آموزش پول چاپ سكّه با مداد سياه و براي تدريس و آموزش ارزش مكاني اعداد و جمع و تفريق چند رقمي با انتقال و بدون انتقال از هنر اجراي نمايش استفاده كردم؛ بدين ترتيب كه در قالب دو گروه سه نفره، هريك از بچهها به ترتيب قد از راست به چپ ميايستادند و با سر گذاشتن كلاه يكان، دهگان و صدگان نقش آن را بازي ميكردند. اين آموزش با هيجان همراه بود و بچهها به طور زيبايي ارزش مكاني و مفاهيم مربوط به آن را فرا ميگرفتند. اين فعاليتها از طرفي باعث پرورش استعدادهاي دانشآموزان در حوزة هنر ميشد و هم به نحوي در فعالسازي و تقويت ذهن دانشآموزان نقش مهمي را ايفا ميكرد و از طرفي يادگيري دروس را هم براي آنان لذت بخش و بهتر ميكرد. - در كنار اين فعاليتها با توجه به ضعف شديد خواندن و نوشتن فراگيران، در پايان تدريس هر درس از بچهها ميخواستم تا كلمات مشكل را كه من قرائت ميكنم، از متن درس پيدا كرده و زير آن را خط بكشند و از روي آن دو بار بنويسند. - برگزاري چندين نوبت جشن جهت ترغيب و ايجاد علاقه در فراگيران به مناسبتهاي متفاوت نظير جشن ولادت امام رضا(ع)، عيد غدير، جشن نماز كه مربوط به درس هديهها بود و استفاده از موقعيت جهت بهبود وضعيت روخواني آنها (مقاله، شعر، دكلمه و سرودي و نمايشي كه به طور گروهي يا فردي ميخواندند.) - دادن اعتماد به نفس به دانشآموزان با نصب طرح تشويق در كلاس و اهداء جايزه به آنان. با برقراري ارتباط مناسب با دانشآموزان و برنامهريزي صحيح، دادن اعتماد به نفس به آنان و به كارگيري از هنر جهت تثبيت مفاهيم درسي، فعاليت يادگيري براي دانشآموزان شاديآور شده بود، به طوري كه فراگيران در قالب گروه يا انفرادي فعاليتهاي هنري و درسي خود را با علاقه و شور و نشاط دنبال ميكردند. نگاه دانشآموزان نسبت به محيط تغيير كرده بود، به نحوي كه ديد آنان به نسبت به اشياء گسترش يافته بود و اشياء دور ريحتني را جهت تهيه كاردستي براي موضوعات درسي جمعآوري و پيشنهاداتي در زمينة ساخت، تكميل و يا اصلاح كاردستي ميدادند. در آخرين مسابقة روخواني كه در تاريخ 17/2/85 بدون اطلاع قبلي و به طور اتفاقي از دو متن درس فارسي به عمل آمد نتايج خوبي به دست آمد كه نشاندهندة موفقيت اجراي اين اقدام پژوهي بود. هم چنين املا از يك متن 11 خطي فارسي دوم به آنان گفته شد كه نمرات آنان بدين شرح بود: دو نفر 20، يك نفر 19، دو نفر 18، يك نفر 16 بود كه ميانگين نمرات آنان 5/18 بود كه در مقايسه با اولين املاي گفته شده نتايج چشمگيري را نشان ميداد. بازتاب اين اقدام پژوهي اولياء دانشآموزان به طور مستمر به مدرسه مراجعه و فعاليتهاي يادگيري و هنري فرزندانشان را دنبال ميكردند و از پيشرفت تحصيلي آنان ابراز رضايت ميكردند. در بازديدهايي كه معلم راهنما و مسئولين آموزش و پرورش داشتند؛ اقرار ميكردند كه تغييرات حاصل شده در دانشآموزان مشهود است، كه در گزارشات شان به مديريت منعكس نمودند. اكنون من خوشحالم كه دانشآموزان پاية دوم با شور و نشاط اين پايه را سپري نمودند و مشكلات و ضعف درسي آنان به حداقل رسيد و توانستهام با به كارگيري از هنر و رويكرد تلفيقي در برنامههاي درسي با تأكيد بر درس هنر، جهت تثبيت مفاهيم درسي قدمهاي مثبتي را بردارم. فعاليتهاي يادگيري را با نشاط نموده و مفاهيم درسي نيز در ذهن آنان از ثبات بيشتري نسبت به روشهاي معمول برخوردار باشد. نتيجه گيري و پيشنهاد از هنر نه تنها در جهت اعتلا و رشد شخصيت بزرگسالان، گستردگي و تقويت استعدادهاي آنان در عرصههاي گوناگون زندگي و تربيت حس زيبايي شناسي هنري و اجتماعي استفاده ميكنند، بلكه از آن به عنوان شيوهاي بسيار مهم در امر آموزش و پرورش كودكان، نوجوانان و جوانان بهره ميگيرند. از آن جا كه جنبههاي آموزش و پرورشي هنر فراوان است، دانشمندان علم تعليم و تربيت بهرهگيري از آن را در دورههاي تحصيلي توصيه ميكنند و انجام آن را بسيار سازنده و پر بار ميدانند. مثلاً اكثر مدارس ساير كشورها، هنر تئاتر را به عنوان يكي از ابزارهاي مهم آموزش بهكار ميگيرند. پس به يقين هنر ظرفيت هاي بالقوهاي دارد كه در تعليم و تربيت كودكان موثر است. بر خلاف نظر بعضي از معلمان كه درس هنر را كم اهميت جلوه ميدهند؛ توجّه به درس هنر ميتواند بسياري از مسائل دانشآموزان دورة ابتدايي را حل كند و شهروندي سالم تربيت كند كه مهارت خوب زندگي كردن را دارا باشد و انجام اين كار به امكانات فراوان نياز ندارد؛ بلكه با كمترين امكانات ولي با عشق و علاقه و برنامهريزي صحيح و استعانت از خداوند متعال، ميتوان آموزش را براي دانشآموران لذّت بخش نمود و در راه ارتقاي كيفي آموزش قدم برداشت.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 15:39 توسط ف ايماني
|
|
||
Design By M Javad Eimani N - AllRight Reserved www.NaeinNews.ir In Year 2009 - 2010