هنوز هم از تدريس لذت ميبرم
مصاحبه با سركار خانم نكويي از مديران پيشكسوت و بازنشسته نايين
ببسم الله الرحمن الرحيم، آن روز صبح وقتي از درب دفتر دبستان شهيد ايماني وارد شدم، مدير مدرسه گفت: «امروز دانش آموز جديدي برايت آمده، اميدوارم كه شلوغي كلاس و ورود يك دانش آموز ديگر، باعث ناراحتي تو نشود.» با بي صبري منتظر بودم كه شاگرد تازه وارد را ببينم و با اولياءش آشنا شوم. در كمال ناباوري دوست دوران تحصيل خود را (ابتدايي تا آخر دبيرستان) مشاهده كردم كه دست در دست فرزندش به كلاس آمد. خاطرات دوران دبستانم (دبستان شهيد ايماني، محمدرضا شاه سابق) در ذهنم تداعي شد.آن روزهايي را به خاطر آوردم كه مادر دوستم يعني مادر بزرگ شاگرد تازه وارد، مدير دبستان ما بود. وقار و طمأنينة خاصي داشت، بياد آوردم روزهاي قشنگ ابتدايي را كه مدير، با صبر و حوصله با ما برخورد مي كرد و شايد امروز قسمت بوده كه من بتوانم گوشه اي از زحمات مدير دوران ابتدايي ام را جبران كنم. خوشحال شده و با گرمي از دوستم و فرزندش استقبال نموده و دستش را گرفته و او را در اولين رديف نيمكتها، نزديك خودم نشاندم. خاطرات گذشته را در ذهنم مرور مي كردم و يكدفعه به نظرم رسيد كه چه خوب است اولين مصاحبه در سايت را با مدير دبستان دوران ابتداييم داشته باشم. از آنروز به بعد در تلاش بودم تا با ايشان ملاقات و مصاحبه و گفتگويي دوستانه ترتيب دهم.
لذا در آستانة سال تحصيلي 87-88 و در سالروز ميلاد با سعادت كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي(ع)، مصادف با 26 شهريورماه 87، از اولين سايت آموزشي فرهنگي نايين (سايت نايين پيك)، خدمت سركار خانم نكويي پيشكسوت فرهنگي و از مديران بازنشسته مدارس ابتدايي نايين رسيديم تا گفتگويي صميمانه با اين عزيز فرهنگي داشته باشيم.
از درب منزل كه وارد شدم مثل هميشه با وقار مرا مورد محبت خود قرار داده و در كنار هم نشستيم….
1) با عرض سلام و تبريك ميلاد باسعادت كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي(ع)و قبولي طاعات و عبادات و عرض ادب خدمت سركار، لطفا خودتان را معرفي كرده و بفرمائيد در چه سمتهايي و چند سال در خدمت آموزش و پرورش بوده ايد؟
ضمن عرض سلام و تشكر، اينجانب سكينه نكويي فرزند ميرزا سيد علي خان نكويي متولد نايين كه حدود هفتاد و اندي سال دارم. در سن 17سالگي با توجه به اين كه پدرم رئيس فرهنگ شهر فريدن بودند؛ با تقاضاي مكررم در سمت آموزگاري در اين شهر مشغول بكار شدم. البته چون سنم از لحاظ قانوني درست نبود، از محل بودجه غيردولتي حقوق مي گرفتم ولي پس از مدتي به استخدام آموزش و پرورش در آمدم. بنده در سمتهاي معلمي و معاونت دبستانهاي شهرهاي گلپايگان، محلات و اصفهان مشغول انجام وظيفه بودم. پس از ازدواج با مرحوم پسر عمويم(مرحوم سيدمرتضي خان نكويي) كه ايشان نيز فرهنگي بودند؛ به نائين منتقل و پس از يكي دو سال به مديريت دبستانهاي آذر و سپس محمد رضا شاه (شهيد ايماني كنوني) منسوب گرديدم. مدت خدمتم در آموزش و پرورش 32سال بوده و در طول خدمتم از مقامها و مسئولان آموزش و پرورش تقديرنامه هاي زيادي دريافت كرده ام.
2) چگونه در نايين به سمت مديريت انتخاب شديد؟
به ياد دارم وقتي به نايين منتقل شدم، آقاي يميني شريف رئيس اداره فرهنگ بود و آن سال كلاس ششم ابتدايي دختران، كه امتحاناتش به صورت نهايي برگزار مي شد، يك نفر قبولي داده بود. ايشان شرط شروع كار مرا در نايين تدريس ششم ابتدايي گزاردند. البته من در تدريس درس رياضي ششم ابتدايي كه مفاهيم مشكلي همچون مسائل مرابحه، تنزيل، درصد و تناسب، اعشار و …را هم در بر داشت؛ ماهر بودم و به همين دليل تدريس پايه ششم ابتدايي دبستان آذر را قبول كردم. آن روزها مدير دبستان خانم تهراني بود و ايشان مرتب مرا كنترل مي نمودند و يكبار نيز خود رئيس فرهنگ براي بازديد از نحوة تدريس من در كلاس حاضر شد و وقتي تدريس بنده تمام شد. چوبي را برداشته و روي نيمكت قرار داده و به دانش آموزان گفتند: «اگر اين چوب هم سر كلاس خانم نكويي باشد درس ياد مي گيرد، پس اگر شما درس ياد نگرفتيد، از سستي و كاهلي خودتان بوده است.» بدينوسيله اينجانب مورد تأييد و تفقد مسؤلان اداره فرهنگ نايين واقع شدم و چنان شد كه در آن سال تقريبا كل كلاس در امتحانات نهايي قبول شدند. پس از يكي، دو سال به سمت مديريت دبستانهاي آذر و محمد رضا شاه (شهيد ايماني) مشغول انجام وظيفه شدم.
3) چند سال است كه به افتخار بازنشستگي نايل شده ايد و تا چه حد بعد از آن با ديگر فرهنگيان و همكارانتان تعامل داشتيد؟
من مدت 28 سال است كه بازنشسته شده ام. تا حد امكان با اكثر آن عزيزان در تماس بوده ام. ما روزهاي خوب و پرباري را در كنار همكاران عزيزم سركار خانمها نكويي(معلم پايه اول)، سيادت(معلم پايه دوم)، مرحومه اشتري (معلم پايه سوم)، مظاهري (معلم پايه چهارم كه از شهر ديگري آمده بودند و همسر رئيس دارايي نايين در آن زمان بودند) و صادقيان (معلم پايه پنجم) و خانم سيفپور (معلم پايه ششم) و ديگر همكاران سركار خانمها احمدي(فارغي) معلم قرآن، اعتمادي، بقايي و علاقهبند(ازيزد) و همراز (از گناباد) و… داشتيم. رؤساي فرهنگ نايين در زمان من آقايان يميني شريف، مشيرلشكري، مزيني، فخاري و كريمي و… بودند. واقعاً روزهاي پر تلاشي بود. جا دارد از مرحوم عباس الياس زاده باباي مدرسه هم يادي بكنم كه واقعاً مرد نجيب و با خدايي بود. خدا همه آنان را كه از اين جهان رخت بر بسته اند، بيامرزد و عاقبت همه ما را هم ختم بخير كند.
|
- اگر رقابتي وجود داشت باعث كينه و حسادت و كدورت نمي شد و همه با هم دوست و رفيق بودند. |
4) اكنون مي بينيم در بين بعضي از مدارس رقابت شديدي وجود دارد و هر مدرسه مي خواهد، از لحاظ مختلف حرف اول را بزند و مدرسه موفق و برتر و … باشد، آيا در سيستم آموزشي قديم هم چنين رقابتهايي وجود داشت؟
قطعاً، در سيستم آموزشي گذشته نيز در طول سال تحصيلي مسابقاتي مطرح مي شد و بين مدارس نايين و همچنين دو مدرسه دخترانه نايين (محمد رضا شاه و آذر) رقابت زيادي وجود داشت و هر مدرسه تلاش مي كرد كه از مدرسه ديگر برتر باشد، كه در بيشتر اوقات مدرسه محمد رضا شاه حرف اول را مي زد. البته در گذشته اگر رقابتي وجود داشت باعث كينه و حسادت و كدورت نمي شد و همه با هم دوست و رفيق بودند؛ در صورتيكه اكنون در بعضي مواقع مي بينيم و مي شنويم كه بعضي فرهنگيان هدف اصلي را فراموش كرده اند. توصيه من به فرهنگيان اين است كه در كنار رقابت سالم، انسانيت و اخلاقيات نيكو را زير پا نگذارند و هدف را مقبوليت و نمونه شدن در پيشگاه خداوند متعال قرار دهند نه چيز ديگر!
5) نحوه تشويق و تنبيه دانش آموزان در گذشته چگونه بود؟
بالتبع دانش آموزان زرنگ تشويق مي شدند و دانش آموزان ضعيف نيز تنبيه مي شدند. جايزه را معمولاً اوليا مخفيانه تهيه مي كردند و ما هم آن را در سر صف به دانش آموزان زرنگ مي داديم و بدين ترتيب آنان را تشويق مي كرديم؛ ولي نحوه تنبيه بستگي به روش معلم داشت. در قديم بعضي از معلمين دانش آموزان را بدجور تنبيه مي كردند، آنها از تركه براي زدن استفاده ميكردند و يا مدتي طولاني دانش آموز را محبور مي كردند كه يك لنگه پا با دستهاي روي سر بايستد و در موارد شدت خطا، آجر روي دستهاي دانش آموز خاطي قرار مي دادند تا مدتي در پاي تخته سياه بايستد و اين گونه آنان را تنبيه مي كردند. گاهي اوقات نيز دانش آموزان خاطي را به دفتر مدرسه ارجاع مي دادند كه با ميانجيگري ساير معلمين از آنان براي عدم تكرار خطايشان قول مي گرفتيم. البته دانش آموز از نظر تنبيه شدن از طرف مسئولين رده بالا كمتر حمايت مي شد و يا اصلاً حمايت نمي شد. ولي بنده مخالف شديد تنبيه بدني بودم و با معلميني كه اين كار را مي كردند، جدي برخورد مي كردم. به ياد دارم يكي از روزها آقاي مرحوم… دست دخترش را گرفته و وارد دفتر شد و به من گفت: «آخر، خانم نكويي خودتان بدن اين بچه را ببينيد و قضاوت كنيد!» وقتي پيراهن بچه را بالا برده و بدنش را مشاهده كردم. با كمال تأسف تمام بدنش را كبود ديدم، از خانم … خواستم تا به دفتر مدرسه آمده و با او محرمانه صحبت كردم؛ به او گفتم: «آيا نامة فدايت شوم برايت آمده كه معلم شوي؟ ما با تقاضاي خود اين شغل را انتخاب كرديم، پس درست نيست كه با بچه هاي مردم كه صبح با خواندن آيتالكرسيِ مادرشان راهي مدرسه مي شوند، اينگونه رفتار كنيم.»
من با همه دانش آموزانم با صميميت برخورد مي نمودم. يادم است كه روزي سرزده، رئيس فرهنگ به مدرسه ما آمد. وقتي از مقابل كلاسم عبور مي كرد، بچه ها دور ميز من حلقه زده بودند؛ بطوري كه من پيدا نبودم. رئيس فكر كرد كه معلم سر كلاس نيست. لذا وارد كلاس شد و در ناباوري مرا در بين حلقه دانش آموزان ديد. رو به من كرد و گفت: «خانم نكويي در اين وضعيت چكار ميكنيد؟…» به ايشان گفتم: «چند مسئله رياضي را به دانش آموزان داده و به آنها گفته ام؛ اينها نمونه سوالات امتحاني است تا دانش آموزانم بيشتر آنها را تمرين و تكرار كنند. از اين صحبت من ايشان لبخندي زده و مرا بخاطر اين روش تشويق كردند. مسلماً تشويق دانش آموزان و رفتار محبت آميز بهتر از تنبيه نتيجه خواهد داد.
|
- بچه ها همه از لحاظ تواناييهايي كه دارند،تقريباً يكسانند و اگر تفاوت چشمگيري بين دانش آموزان وجود دارد؛ از نحوه رفتار اوليا و محيط خانوادگي است. |
6) آيا دانش آموزي از دانش آموزان شما هست كه بيشتر از بقيه در ذهنتان نقش بسته و او را ياد مي كنيد؟
در طول خدمتم با كليه دانش آموزاني كه زير نظر بنده بودند، مانند دو رفيق همسن كار مي كردم و همة آنها را يكسان دوست داشتم؛ كما اين كه هنوز پس از مدتها بازنشستگي هرگاه در مقابل هم قرار مي گيريم با كمال خضوع و خشوع و ابراز دوستي از يكديگر جدا مي شويم. البته تفاوتهاي فردي بين دانش آموزان را نمي توان ناديده گرفت. بچه ها همه از لحاظ تواناييهايي كه دارند،تقريباً يكسانند و اگر تفاوت چشمگيري بين دانش آموزان وجود دارد؛ از نحوه رفتار اوليا و محيط خانوادگي است؛ كه بنده اولياء دانش آموزان مشكلدار را مرتب دعوت مي نمودم و آنها را در اين مورد كه محيط خانواده را براي تربيت فرزندان مناسب كنند، گفتگو مي كردم.
7) نظام آموزشي در گذشته و حال چه تفاوتهايي كرده است؟ با نوجه به اينكه نوه هاي عزيزتان هم در كنارتان زندگي مي كنند، بچه هاي قديم با نسل جديد چه تفاوتهايي دارند؟
نظام آموزشي جديد ارجحيت فاحشي نسبت به نظام آموزشي قديم دارد. كتابها داراي محتويات قابل فهم و در خور استعداد و توانايي دانش آموزان است. بچه هاي نسل جديد داراي استعداد بيشتري هستند كه آن هم مديون مربيان و اولياي آنان است كه نقش بسزايي در شكوفايي استعدادهاي آنان داشته است. در صورتي كه كودكان قديم كمتر مورد توجه اولياء و مربيان بوده اند.
|
- از اين كه زماني معلم بودم احساس افتخار و لذت دارم و دوست داشتم تا زنده ام بتوانم به جامعه خدمت كنم. من هنوز هم تدريس را دوست دارم و از اين كار لذت ميبرم. |
8) شيرين ترين يا تلخترين خاطره از زمان خدمتتان را بازگو كنيد؟
تلخترين خاطره زماني بود كه بنده از شهرهايي كه مشغول خدمت بودم، منتقل و از همكارانم جدا ميشدم و شيرين ترين خاطره مربوط به زماني بود كه به محل كار جديد وارد مي شدم و تدريس و كارم مورد تأييد همكاران و مسئولان آن اداره واقع مي شد؛ زيرا معتقد بودم كه خشنودي ديگران، خشنودي خداوند متعال را در بردارد.
9) از اين كه روزي معلم بوديد چه احساسي داريد و اگر به گذشته برميگشتيد آيا باز هم شغل معلمي را انتخاب مي كرديد؟
از اين كه زماني معلم بودم احساس افتخار و لذت دارم و دوست داشتم تا زنده ام بتوانم به جامعه خدمت كنم. من هنوز هم تدريس را دوست دارم و از اين كار لذت ميبرم و حتي در دوران ابتدايي نوه هايم، مفاهيم درسيشان را به آنان آموزش ميدادم.
|
- توصية من به معلمان اين است كه در هنگام تدريس و برخورد با دانش آموز چنان فرض كنند كه تك تك آنان معلمان فرزندان آنان در آينده هستند. |
10) از اين كه روزي بنده دانش آموز شما بودم و هم اكنون نوة عزيزتان دانش آموز بنده، چه احساسي داريد؟
از اين كه مي بينم دانش آموز سي سال پيش من، اكنون معلم فرزندِ فرزندم گشته است، بسيار خوشحالم؛ چرا كه نتيجة سي سال تلاش خود را پس از قريب سي سال بازنشستگي احساس مي كنم و مخصوصاً از اين كه سركار، فردي بسيار قدرشناس بوده و مرا مورد لطف قرار داديد، سپاسگزارم. همچنين در پيشگاه خداوند متعال خشنودم كه با دانش آموزان خود چنان محبت آميز برخورد نموده ام كه اكنون شما نيز چنين برخوردي با فرزندم داشته باشيد. لذا توصية من به معلمان اين است كه در هنگام تدريس و برخورد با دانش آموز چنان فرض كنند كه تك تك آنان معلمان فرزندان آنان در آينده هستند.
11) با توجه به اين كه در سمت مدير دبستان شهيد ايماني خدمت مي كرديد، آيا خبر انحلال اين دبستان را شنيده ايد و نظرتان در اين مورد چيست؟
اين دبستان در مركز شهر بوده و به نظر نمي آيد كه آمار پاييني داشته باشد؛ ولي بهر صورت گذشت زمان تغيير و تحولاتي را به دنبال دارد كه ناگزير بايد آن را پذيرفت حتي اگر خيلي خوشايند نباشد.
12) توصيه شما به نوجوانان و جوانان نايين چيست و آينده تعليم و تربيت را در ايران چگونه مي بينيد؟
نايين شهري با فرهنگ و داراي انسانهايي فرهيخته است. لذا توصيه من به نوجوانان توجه به سلامت روح و جسم خود، دوري از مواد مخدر و روي آوردن به تحصيل علم و سلامت تن به خصوص ورزش است تا در آينده نيز با چنين افرادي، جامعه پيشرفت نمايد و به قول معروف در آينده، اين جوانان فرهيخته هستند كه حلقه أي شاخص در زنجيره محرك چرخهاي اجتماع خود مي شوند.
13) اگر توضيح ديگري به ذهنتان مي رسد كه بنده فراموش كردم آن را از حضورتان سوال كنم، بفرماييد؟
با تشكر از شما كه با اين مصاحبه، واقعا ياد آن روزها را در خاطرم زنده كرديد و مرا به گذشته ها برديد، بخصوص كه در آستانه سال تحصيلي جديد و بازگشايي مدارس هستيم و ضمن آرزوي موفقيت روزافزون و قبولي طاعات و عبادات شما از درگاه حق تعالي.
ضمن تشكر از سركار كه وقت خود را در اختيار بنده قرار داديد و با كمال حوصله و نشاط به سوالات پاسخ داديد، آرزوي موفقيت روزافزون و طول عمر با عزت از درگاه خداوند متعال برايتان دارم و همچنين لازم است مراتب تشكر خود را از والدة گراميتان سركار خانم ژاله نكويي دوست دوران تحصيلم و جناب آقاي دكتر سيد امير عباس نكويي اعلام نمايم.
پس از اين گفتگوي صميمي، چون هنگام اذان مغرب شده بود در كنار سركار خانم نكويي و در كانون گرم خانه شان افطار نموده و براي فرج آقا امام زمان(ع) و هدايت و سربلندي كليه نوجوانان و جوانان ايراني دعا كرديم.
«به اميد توفيق مصاحبه با پيشكسوت فرهنگي ديگر در آينده »
اين مطلب داراي حق كپي ميباشد. استفاده آن در سايتها و وبلاگها و... با ذكر منبع (سايت نايين پيك) بلامانع است.
نظر يادتون نره