دنيا در انتظار قدوم شريف توست پس كي گذر به مجمع دلخستگان كني
اصلاح عالمي نبود كار هيچ كـس كـاري كه هيچكـس نتواند، تو آن كني
سلام بر آن ستاره كه آخرين كوكب درخشان آسمان ولايت است و تنها گوهر فروزان باقي مانده از گنجينة عصمت و سلام بر آن خورشيد كه در پس پردة غيبت نهان است و سلام بر آن حجت خدا كه عهدهدار مسئوليت پيامبران و پيشوايان معصوم است و با ظهورش آرمانشان را تحقق خواهد بخشيد.
و سلام بر آن ناخدا كه همچون نوح، كشتي نجات را رهبري كند و با طوفان انقلابش كفر و ظلم و نفاق را از جهان برچيند و در زمين به حقيقت آواي عدالت سر دهد.
خلقت انسان و جهان هدفي جز پرستش خداي بزرگ نداشته و اين انسان در قبال عدايت خداوندي و با اختياري كه به داده شده در اين رفت و آمد زندگي و مرگ در مسير آزمايشي بزرگ قرار گرفته تا كسي كه راه خدا ميپيمايد از مشي كه ناسپاسي پيشه سازد جدا گردد. در اين مسير پيامبران الهي واسطة بين خدا و بشر بودهاند، به خاطر تحقق بخشيدن به هدف خلقت و براي خضوع و بندگي در مقابل پروردگارش، مبعوث به رسالت گشتند و در اين رسالت بزرگ دو مسئوليت را عهدهدار بودند؛ هدايت بشر و رجوع به فطرت خداجوي او و برپا داشتن قسط و عدل در ميان انسانها.(بقيه الله، ص 203)
پيامبران بحق الهي و ائمة معصومين، هركدام در راه رسالت خويش با مقاومتها و مخالفتهاي قومشان رو به رو ميشدند و آنچنان كه ميبايست نتوانستند تحققبخش هدف خلقت و پيروزگر بر باطلهاي زمانشان باشند؛ وليكن از ازل اين وعدة الهي بوده كه سرانجام باطلها محو و حاكميت حق بر جهان برقرار خواهد گشت. اما اين پيروزي بزرگ كه تاكنون حاصل نشده و بشر تا به حال چنين جامعهأي را نديده، با قيام موعودي صورت ميگيرد كه تأييدات الهي را به همراه داشته و با تكيه بر نيروي لايزال الهي دين حق را در تمام جهان گسترش خواهد داد و قسط و عدل جايگزين ظلم و جور و تباهي خواهد شد و در اين هنگام است كه بشر راه عبوديت را خواهد يافت و هدف پيامبران تحقق خارجي خواهد يافت. «قُلْ كُلُّ مُتَرَبِّصُ فَتَرَبَّصُوا... بگو همه منتظرند، پس انتظار بكشيد.» (طه، آية 135).
مسئلة انتظار و اعتقاد به حكومت عدالت مهدي(عج) در واقع مركب از دو عنصر است: عنصر نفي و عنصر اثبات. عنصر نفي اعلام بيگانگي با وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر بودن است. (سيماي آفتاب، صص 331 و 332)
عقيده به منجي اعظم و مهدي موعود يك عقيدة عمومي است و به يك قوم و يك ملت و دين اختصاص ندارد، ولي در اسلام به خصوص شيعه اين مسئله بسيار عميقتر و وسيعتر است به نحوي كه در شيعه مسئلة اعتقاد به ظهور مهدي، در رديف اعتقاد به وقوع قيامت و تكذيب و تصديقش در رديف تكذيب و تصديق پيامبر اكرم(ص) ميباشد. (نور مهدي، ص 167)
پس از رحلت رسول خدا(ص) و شهادت اميرالمؤمنين(ع) و سيدالشهدا(ع) تا به امروز ريشة تمام حركات و نهضتهاي شيعه و مسلمين عليه باطل و استثمارگران همين فلسفة اجتماعي انتظار و اعتقاد به منجي عدالتگستر است كه ميبينيم، هميشه از ميان شكستها پيروزيهايي آشكار و در عين ذلت ظاهري، پرتو شعاع عزت و سربلندي نمودار شده است.
«يا ايهاالعزيز مسنا واهلناالضر وجئنا ببضاعه مزجاه فاوف لناالكيل و تصدق علينا ان الله يجزي المتصدقين»
باشد كه خداي، مهربانانه باقي اين دوران غيبت و محروميت از آن واسطة فيض الهي را بر ما ببخشايد و شب سرد غيبت را به سپيده دم ظهور متصل گرداند.
امروز امـير در ميـخانه تويي تو فرياد رس نالة مســتانه تويي تو
مرغ دل ما راكه به كس رام نگردد آرام تويي دام تويي دانه تويي تو
پس أي برادر و خواهر مسلمان! بيا از خداوند بزرگ بخواهيم كه ما را مورد رحمت خويش قرار داده و ما را از شيعيان واقعي اهلبيت قرار دهد تا در رفتار و كردار خود پيرو آن بزرگواران باشيم و با شناخت و شناساندن امام مهدي(عج) و تلاش براي ايجاد زمينه ظهور از تأخير بيشتر اين امر جلوگيري كنيم و به وصال مطلوب حقيقي نايل شويم.
اللهم عجل فرجه واجعلنا من اصحابه و انصاره
ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بر عموم شيعيان جهان و منتظران آن حضرت مباركباد.