|
|
|
|
|
من آرزو دارم كه در تهران يك خانه بزرگ و زيبا داشتيم كه پله به بالا ميخورد و يك طرف پذيرايي و طرف ديگر اتاق من بود. در و ديوارش با رنگ صورتي و نرمش با گلها و نقشهاي زيبا ، يك تخت چوبي و يك تلويزيون رنگي يك پرده عروسكي و يك كتابخانه با رنگ عشقم نارنجي پر از كتابهاي زيبا. آه دوست داشتم در اتاقم رو به روياهاي قشنگم باز گردد تا بتوانم از زيباييهاي زندگي لذت ببرم. يك ميز تحرير زيبا و نو! چقدر انسان آرزوهاي رنگيني دارد. اين اولين، و دومين آرزويم يك موي بلند و طلايي كه وقتي راه ميروم آن را در بغل بگيرم. البته اين اولين و دومين هاي آرزوهايم نبود. يكي بايد پيدا شود و آنها را مرتبش كند. چقدر انتظار ديدن و بزرگ شدن بچه خواهرم را دارم. چه آرزوهاي رنگيني براي او ميكنم. بعد آرزو ميكنم براي همسايگانمان، سايه هميشگي پدر و مادرم، و اما اينها همه اش با ظهور منجي عالم بشريت برآورده ميشود كه آن هم از بزرگترين آرزوهايم است. مهديه بافراني كلاس پنجم دبستان شهيد ايماني |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 15:22 توسط ع الياسزاده
|
|
||
Design By M Javad Eimani N - AllRight Reserved www.NaeinNews.ir In Year 2009 - 2010