تبليغاتX
پيک مدرسه
مسائل آموزشي و تربيتي، پژوهش‌ها و مقالات، خاطرات، نمونه سؤالات امتحاني

ارزش علم و عالم از دیدگاه قرآن
اسلام به علم و عالم اهمیت فراوانی داده است. چون ریشه علم از جنس فهمیدن است. خدا در فرآن با مقایسه مقام کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند، می فرماید:«هل یستوی الذی یعلمون و الذین لایعلمون» آیا برابرند کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند.
عالم ازنظر قرآن کریم کسی است که می داند، و به دانسته هایش عمل می نماید. کسانی که به مرتبه عالم بودن می رسند تعدادشان بسیار کم است. قرآن هم در چندین آیه این مطلب را گوشزد مردم می نماید، که اکثریت نمی دانند.«اکثرهم لایعلمون » به همین علت سفارش شده است که باید از کسانی که به مرتبه دانستن می رسند، قدردانی شایسته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 فروردین1389ساعت 11:21  توسط ف ايماني  | 

تعریف علم:
به نظر می رسد، علم نوعی استدلال منطقی برای توصیف، تفسیر، توضیح، تبیین و شناخت پدیده ها و واقعیت های موجود در عالم خلقت است که همراه با مشاهده و تحلیل می باشد. به وسیله علم می توان موجودات جهان را استدلالی دسته بندی، و قوانین و روابط حاکم در بین آن ها را شناسایی کرد. که نتیجه آن ساده شدن انجام کارها و شناخت پدیده هاست. به وسیله علم می توان در مورد جهان مادی قضاوت کرد که چگونه هست و چه صفاتی دارد. و چگونه نیست چه صفاتی ندارد. هر دانشمندی بنابر اطلاعات زمان خود و تحقیقاتش نظریه های داده که تا زمان بطلانش، کاربرد داشته است. اما نظریه هایی که منطبق بر آیات الهی است، بطلان ناپذیر است.
یکی از صفات مهم مسایل علمی آزمون پذیری است و این آزمون می تواند در زمان های مختلف نتیجه یکسان داشته باشد. و هر کس آن آزمایش ها انجام دهد، همان نتیجه را می گیرد. یکی دیگر از صفات مسایل علمی«تکرار پذیری» است، یعنی مسایل علمی یک بار اتفاق نمی افتد. چندین بار هم می توان تکرار کرد. و همان نتیجه را گرفت. یکی دیگر از صفات مهم مسایل علمی استدلالی بودن آن است. هر کس راه استدلال را یاد بگیرد، می تواند به نتیجه مورد نظر برسد. یکی دیگراز صفات مهم مسایل علمی قابل مشاهده بودن هستند. و هر کس می تواند مراحل انجام را مشاهده کند و به نتیجه مورد نظر برسد. یکی دیگراز صفات مهم مسایل علمی پیش بینی نتیجه با توجه به مقدمات است. اگر مقدمات تغییر کند، نتیجه هم تغییر خواهد کرد.
فکر، گفتار و رفتار پیامبر اعظم(ص) علمی است، آن هم از نوع مطلوب، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انفلاب اسلامی می فرمایند:«در پیامبر اعظم(ع)، علم همراه اخلاق هست.»
برای اطلاعات بیشتر، چند تعریف از علم که در بین بزرگان رواج دارد، آورده می شود:«علم عبارت است از: حقیقت، و معرفت، و یقین و ادراک. و به همین جهت است که گفته اند:«علم، ادراکی است جازم و قطعی که مطابق با واقع باشد. یا عبارت است از ادراک شیء بطور حقیقی. علم به معنی مطلق، ادراکی است که شامل تصور و تصدیق می باشد. و دانشمندان گفته اند که:علم، حصول صورت شیء است در عقل.»
«علم، نظامی است که بر واقعیات بنا شده است.»
«علم حقایقی است که در نفس لمس و احساس می شود. برای دست یابی به علم باید به مشاهده و تحلیل پرداخت. و آن چه [در این جا] مهم است دست یابی به تحلیل هاست که در نتیجه آن، لمس و احساس واقعیات در نفس ایجاد می شود. دست یابی به حقایق وقتی صورت می پذیرد که فرد قدرت استنباط و یا تحلیل داشته باشد. قدرت تشخیص و ارزیابی وقتی به دست می آید که فرد با مبدء هستی ارتباط روحی برقرار کند و فقر خود و غنای او را لمس نماید. دست یابی به سرچشمه های خلقت، علم و آگاهی ایجاد می نماید.»
«شناسایی با قاعده پدیدهای طبیعی و مطالعه عقلانی روابط بین تظاهرات و خواص این پدیده ها به منظورهای غیر انتفاعی»
«علم معرفتی است منظم که با روش های معینی بدست می آید و قوانین یا روابطه پایدار واقعیت ها را بیان می کند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 14:52  توسط ف ايماني  | 

مبارزه با توطئه های خطرناک
معتقدم: تا زمانی که مسلمانان به تمام دستورات و رهنمودهای پیامبر اعظم(ص) که بر گرفته از وحی می باشد، عمل نکنند، و بعضی از دستورات الهی را بر بعضی دیگر ترجیع دهند، جامعه اسلامی از پیشرفت مناسب برخوردار نخواهد بود. زمانی که افراد جامعه به تمام رهنمودهای آن حضرت عمل نمایند، جامعه اسلامی مراحل رشد و شکوفایی را به سرعت طی خواهد کرد. و مسلمانان علوم زمانه را به قبضه در خواهند آورد و سرآمد و الگو مناسب برای سایر جوامع خواهند شد. اما تا زمانی که بعضی از رهنمودهای آن حضرت از بعضی دیگر پررنگ تر رواج پیدا می نماید، مخصوصا آن رهنمودهایی که سود و پاداش فردی دارد، جامعه با رکود همراه خواهد شد.
یکی از نقشه های استعماری از اول این بوده و هست که اسلام را به صورت یک سلسله عبادات و تشریفات دینی معرفی نمایند. سید قطب در این باره می نویسد:«اکنون قرن هاست که دشمنان اسلام کوشش و جدیت خود را در این راه صرف می کنند که اسلام را فقط به صورت یک اعتقاد درونی و یک سلسله عبادات و تشریفات در آورند و نقش سازندگی اجتماع و رهبری نیروهای انسانی را(که بزرگ ترین خاصیت این آیین مقدس است) از آن گرفته و آن را از شکل واقعی و طبیعی خود در آورند و از مسیر و وظیفه اصلی منحرف سازند»
یکی دیگر از توطئه های خطرناک دشمنان این است که اسلام را مخالف علم و دانش معرفی کنند. وظیفه ماست که با اطلاع رسانی مناسب جلوی این گونه توطئه ها را بگیریم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 14:23  توسط ف ايماني  | 

کمال از نظر اسلام ۲
ازدیدگاه اسلام ،انسان هدف و غایتی ندارد مگر سعادت و کمال؛ و خوشبختی و کمال جز برآورده شدن نیازهای حقیقی و به فعل رسیدن قوا و استعدادها و مقتضیات واقعی او چیزی نیست. گرچه حرکت به سوی کمال و سعادت، حتی در محیط های ناسالم و غیر شایسته نیز امکان پذیر است و بسیاری از اولیای الهی در آلوده ترین جوامع بشری توانسته اند به عالی ترین مراحل کمال نایل گردند، لیکن تحقّق کمال و سعادت برای نوع انسان ها، تنها در صورتی میسّر است که اجتماعی صالح برپا گردد. اجتماعی که در آن، سنت ها و قوانین صالح و منطبق با خواسته ها و نیازهای حقیقی انسان حکومت کند و این جز در سایه ی اعتقاد به اصولی علمی و پای بندی به سنت ها و روش های عملی نشأت گرفته از وحی – که منطبق و هم جهت با سیر تکاملی تکوین و همسو با خواسته های فطری بشر است – میسّر نیست. سعادت و کمال حقیقی انسان در گرو شناخت درست،کامل و واقع بینانه ی اوست. از این رو اسلام معتقد است تنها خالق انسان که آگاه به تمام جنبه های روحی و جسمی اوست باید برای کمال وی برنامه ریزی نماید.
اسلام با واقع بینی و بر اساس فطرت و از طریق وحی،با استمداد و استخدام عقل و با توجّه به ابعاد مختلف معنوی و مادی انسان و با عنایت به خواسته های فطری و نیازهای روحی و جسمی او، با ارایه ی برنامه های عملی متناسب و تشریع قوانین هماهنگ با تکوین، مردم را به ایمان به خدا و پذیرش دعوت انبیای الهی و اعتقاد به روز جزا فرا خوانده و ضمن تعالیم عالیه ی خود، بر تطهیر نفس از ناپاکی ها و پلیدی ها و تخلّق به اخلاق پاک و صفات عالی انسانی تأکید و سفارش فراوان نموده است.
در عین حال، ضمن دعوت به پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در مسیر اصلاح نفس، او را از لذایذ طبیعی که از خواسته های فطری بشر است، محروم نگردانیده است.
لکن با محاسبه ی صحیح نیازهای واقعی انسان، بهره بردن از مظاهر لذت بخش دنیوی را تا آنجا که تار و سعادت او را بر باد ندهد و جامعه را به ناپاکی و پلیدی نکشاند، مجاز شمرده است. اسلام سعادت بشر را در گرو برآورده شدن تمام نیازهای اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، فردی و اجتماعی انسان دانسته؛ در عین تأکید فراوان بر اهمیّت امور معنوی و ایمان و اخلاق و فضایل انسانی، به جنبه های مادی و طبیعی بشر نیز توجهی خاص مبذول فرموده و پیروان خود را به فعالیت های اقتصادی و به کارگیری نیروی انسانی و بهره برداری از ذخایر طبیعی برای رفع نیازهای مادی و تأمین سلامت فرد و جامعه دعوت نموده است.

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 20:37  توسط ف ايماني  | 

کمال از نظر اسلام۱   
از نظر اسلام جمیع مخلوقات در جهت کمال و رشد و تعالی و هدفی که ایده آل آنهاست هدایت فطری شده اند. آیات قرآنی نیز با بیان های مختلف بدین معنا اشاره دارد، مثل آیه ی شریفه ای که می فرماید: 
«رَبُّنَا الَّذِی أَعطی کُلَّ شَیءِ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی»
«پروردگار ما همان است که همه ی اشیای را نعمت حیات بخشیده،سپس هدایت (تکوینی) را بر ایشان مقرّر فرموده است ».
انسان نیز مانند سایر مخلوقات، بر اساس فطرتی که او را به سوی تکمیل نواقص و رفع حوائجش فرا می خواند آفریده شده، لکن به واسطه ی وجود اختیاری که در نهاد او به ودیعت گذاشته شده و به خاطر نیازها و احتیاجات تکوینی بیشتری که دارد، نمی تواند همه ی نواقص خود را به تنهای تکمیل نماید؛ بلکه کمال کامل و حقیقی انسان از دیدگاه اسلام مستلزم تعاون و همکاری و مساعدت های فراوانی است که از مسیر ازدواج آغاز و با مشارکت و تلاش جمعی در رفع موانع حیات انسانی و تأمین نیازهای عامه و ایجاد زمینه ی تشکیل محیطی سالم برای رشد و تعالی انسان ها امکان پذیر می گردد.
و در این مسیر، نیازمند اصول و قوانینی علمی و محتاج راه و روش و سنتی عملی است که از قابلیت ها و خواسته های نهادینه شده ی او ریشه گرفته، پاسخگوی احتیاجات حقیقی او باشد. این همان مفاد و محتوای کلّی ادیان الهی است و فطری بودن دین نیز می تواند به معنای همسویی و موافقت اصول و احکام اسلامی با فطرت توحیدی انسان باشد:
« فَأَقِم وَجهَکَ لِلِّدینِ حَنیفاً فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها».
«پس روی خود را به سوی این دین حنیف کن (با اعتدال کامل و توجّه تمام به دین، اقبال نمای، که مطابق است) با همان فطرت و سرشتی که خداوند، مردم را بر آن سرشت آفریده است». طرز تفکّر افراد اجتماع – درباره ی حقیقت زندگی دنیا و بینش آنان درباره ی آغاز و پایان جهاد – به هر شکلی باشد، سنت هایی که در آن اجتماع وضع می شود همان گونه شکل می گیرد. و به عبارت دیگر؛ صورت و شکل زندگی با اختلاف در اصول اعتقادی مختلف می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1388ساعت 14:14  توسط ف ايماني  | 

 سخني کوتاه با بنيانگذاران مکاتب غير الهي
کمال انسان از نظر بنيان گذاران اين مکاتب غير الهي، خواهي نخواهي عبارت است از دستيابي به يک سلسله علوم و فنون و آداب و سنن و قوانين و مقررات تجربي براي بهزيستي اجتماعي.
.... و چه ظلمي بزرگتر از اين که انسان و مقام و منزلت او را در توده اي از آب و گِل خلاصه نماييم!
چه طور است که براي بهره وري از يک دستگاه جديدالتأسيس از کتاب راهنما و يا بروشوري که سازنده ي آن نوشته يا از مهندسي که تربيت شده ي اوست کمک مي گيرند، با اين که آن تنها يک دستگاه مادي است و ديگران هم مي تواند بوسيله ي تجربه با کيفيت کار آن آشنا شوند، اما اين اصل را در مورد انسان به کار نمي گيرند!
وقتي سؤال مي شود: انسان چيست؟ او را «موجود نانشناخته» مي نامند، ولي وقتي پرسيده مي شود: چه بايد بکند تا به سعادت برسد؟ براي او نسخه ها مي پيچند و طومارها مي نويسند. آنان که هنوز حتي تمام جهات مادي انسان را هم درنيافته اند، چگونه مي توانند تشخيص دهند که مثلاً چه عملي براي بعد از مرگ او مفيد است؟
اگر زندگي بشر منحصر به اين جهان نيست طبعاً دستورالعمل هايي که براي سعادت او داده مي شود و نيز بايد – گذشته از در نظر گرفتن تمام جهات روحي و جسمي اش – با ابعاد زندگي او در عالم ديگر نيز موافق و همسو باشد.
بنابراين،عليرغم پيشرفت هاي حيرت انگيز و موفّقيت هاي چشم گير علمي، انسان در زمينه ي قانون گذاري بسيار ناتوان است، پايش لنگ و دستش کوتاه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اسفند1388ساعت 14:9  توسط ف ايماني  | 

مقایسه کمال انسان از نظر دنیای کنونی با نظر اسلام  ۳
در بررسی نظریه گروه علم گرا باید گفت تردیدی نیست که دانش بشری یکی از مهم ترین دست آوردهای انسان در طول حیات چندهزار ساله ی خود محسوب می شود. هیچ کس نمی تواند منکر ارزش و فضیلت علم و دانش شود و هیچ قدرت و مکتب و فرقه ای نمی تواند مانع پیشرفت حیرت انگیز این پدیده ی شگفت آور گردد؛ چرا که تحقیق و فراگیری علم ریشه در کنجکاوی و حسّ جستجوگری ( که از واقعیّت های غریزی و طبیعی انسان است) دارد.
از این رو، اصل پی گیری علوم و تحقیق و جستجو و دقّت در کنار زدن پرده های جهل از رازهای عالم طبیعت و اکتشافات و اختراعات بشری، مقبول خاص و عام بوده و مورد پذیرش همه ی ادیان الهی و آیین های آسمانی است، لیکن سخن در نظریه ی کسانی است که تمام کمال و سعادت را منحصراً در کشف رموز عالم طبیعت پنداشته اند.
بی تردید کشفیّات و اختراعات و پیشرفت های علوم نیز هم چون بسیاری از پدیده های مادی بشر، به نوبه ی خود در رسیدن انسان به کمال و سعادت می تواند مؤثّر باشد، لکن کمال و سعادت نهایی و ابدی در این ها خلاصه نمی گردد.
هم چنان که پیشرفت علم طب توانسته است از بسیاری از مرگ و میرهای زودرس پیشگیری کند، بهره وری صحیح از امکانات اطلاع رسانی جهت بالا بردن سطح آگاهی مردم و مطلع شدن از حوادث ناگهانی مانند سیل و زلزله و قحطی و ... و استفاده از وسایل حمل ونقل سریع برای کمک رسانی به نیازمندان و نیز بهره برداری از دانش و فنّ سدسازی جهت مهار و ذخیره آبها در گذشته به طور بسیار محدود در سطح آب انبارها انجام می گرفت و سود جستن از امکانات صنعت چاپ جهت نشر حقایق و رشد فرهنگی انسان ها و بالاخره استفاده از تجهیزات جنگی در مقابله با تهاجمات زیانبار ذشمنان و دفاع از مؤمنین و مظلومان و صدها نمونه ی دیگر؛ از جمله نتایج سودمند دانش بشری محسوب می شود که هر یک به نوعی می تواند در سرعت رشد و تعالی و سعادت و کمال انسان نقش داشته و مؤثر باشد. 
تمام کسانی که برای انسان خط مشی تعیین کرده اند،تنها به بعضی از ابعاد انسان توجه نموده اند. مکتب های غیرالهی که از سوی حکیمان و اندیشمندان و دلسوزان جوامع بشری ارایه گردیده و هدف شان طرح و عرصه ی برنامه هایی جهت تشکیل جامعه ی مدنی و تنظیم حیات اجتماعی و بهبود زندگی دنیوی است، بزرگ ترین ظلم را در حقّ انسان و انسانیّت روا داشته اند.

+ نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1388ساعت 7:34  توسط ف ايماني  | 

  مقایسه کمال انسان از نظر دنیای کنونی   با نظر اسلام ۲ 

 در مورد نظریه افرادی که ارضای غرایز جنسی را باعث کمال روحی میدانند باید گفت گر چه بعضی از ناملایمات روحی و پرخاشگری ها به ناکامی در غریزه ی جنسی مربوط می شود،اما بشر در آن خلاصه نمی گردد تا تمام غرایز نهفته در او نادیده گرفته شود.
اینان نیز اگر کمترین توجه را به نیازها و استعدادها و جهات مختلف و ابعاد گوناگون انسان معطوف می داشتند، این چنین به ذبح حقیقت و ضایع کردن عالم انسانیّت نمی پرداختند و انسان را تا این حد حقیر و بی مایه معرفی نکرده و هرگز هر اختلال روحی را مستند به غریزه جنسی نمی پنداشتند.
شناخت علمی هر پدیده ای – چنان که تمام دانشمندان به آن معتقدند – مبتنی بر واقع بینی و دقّت در واقعیت خارجی آن پدیده است، نه پرداختن و پر و بال دادن به خیالات و توهّمات دور از واقعیت.
حرکت سیل آسای قشر عظیمی از دنیا پرستان به طرف ارضای تمایلات جنسی، نه تنها حکایت از انحصار غرایز انسانی به این غریزه نمی کند، بلکه چه بسا مشاهده می شود که خود این گرایش ها و خواسته ها و تمایلات فدای خواسته ی بزرگتری مانند رسیدن به ریاست و دست یافتن به جاه و مقام می گردد.
آیا مشاهده ی آمار جنایات و جرایم سرسام آور جهان غرب – که ناشی از همین حرکت غیر منطقی و نتیجه ی طبیعی اصالت دادن به ارضای بی چون و چرای شهوات نفسانی است – مؤیّد نادرستی بی مهری نسبت به فضایل معنوی و بی اعتنایی به استعدادها و غرایز انسانی و برخاسته از همین تفکّرشوم و دور از واقع نیست؟
متأسفانه ممالک اسلامی نیز از این گرفتاری ها و تیره روزی ها بر کنار نبوده کورکورانه از آنان پیروی کرده و حقایق و فضایل و معنویات خود را به دست فراموشی سپرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 14:38  توسط ف ايماني  | 

 مقایسه کمال انسان از نظر دنیای کنونی   با نظر اسلام ۱  
مکاتب مادی گرا، تمامی سجایای انسانی و ابعاد گوناگون آدمی را مانع دست یافتن به پندار خویش دانسته، با ارکان مهم سعادت بشری که همان فطرت و حرکت معنوی است به ستیز برخاسته، بیش از نیم قرن مردم تحت سلطه ی خویش را از طبیعی ترین نیازهای خود محروم کردند،تا جایی که طبق نقل بعضی از محقّقان ، بسا عضو یک خانواده در طول زندگی نمی توانست از معتقدات سایر اعضای خانواده مطلّع گردد و بسا فرزندی که پس از هفتاد سال متوجّه اعتقاد مذهبی پدر شده، از اقامه ی نماز او آگاه می گشت!
اگر چه آنان امروزه به پاره ای از جنایات خویش پی برده اند، لکن هنوز وبال دامی که سال ها برای بشر تنیده اند،گریبانگیر آنان بوده برای رهایی خود از آن درمانده اند و حتّی از نظر اقتصادی نیز – که رکن اساسی مکتب آن ها محسوب می شد – فرسنگ ها از جهان غرب فاصله داشته، دست گدایی به سوی آنان دراز کرده اند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 20:36  توسط ف ايماني  | 

کمال انسان از نظر دنیای کنونی 
در مقابل این سه گروه یاد شده در مباحث قبلی، دنیای کنونی سعادت بشر را در امور مادی خلاصه می کند. در نظر اکثر مردم جهان اصالت یا تمایلات و لذّات و اولویت های مادّی بوده، جهات معنوی،سجایای اخلاقی و توجّه به روح و انسانیت ، مطرود و به دست فراموشی سپرده شده است و چیزهائی از قبیل ثروت، مقام، قدرت و تمایلات جنسی، ملاک عمل و خوشبختی شناخته شده، به گونه ای که دارنده ی این امور را انسانی خوشبخت می پندارند . اینان نیز خود به چند تقسیم می گردند:
* برخی دستیابی به منزلت های مادی را که پُست و مقام و دارایی و ثروت از جلوه های بارز آن است کمال دانسته و تمام توان خویش را در راه به دست آوردن آن به کار می گیرند و در این مسیر از هیچ اقدامی دریغ نکرده و به هر وسیله ای متمسّک می شوند تا به گمان خود فردی شایسته باشند و چنان چه به مقام دلخواه نرسند در خود احساس حقارت و پستی می نمایند.
* جهان کمونیسم که سعادت بشر را در ایجاد جامعه ای بی طبقه دانسته، اصالت را به اقتصاد و رفاه نسبی افراد جامعه داده و به طور کلّی از مسایل اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و مذهبی غافل، بلکه در صدد مقابله ی جدّی و محوِ هرگونه گرایش معنوی بوده است. گرچه امروزه در حال فروپاشیدن است و می رود که جز نامی از آن در کتب باقی نماند. این ها را می توان بخش سازمان یافته ای از طرفداران «اقتصاد مداری» به حساب آورد.
* برخی هم بشریت را تنها از پشت عینک تمایلات جنسی مشاهده کرده اند و تمام شئون مذهبی و اخلاقی بشر را نادیده گرفته، حتی مهر مادری را از این دیدگاه می نگرند و معتقدند: بشر باید در ارضای شهرت، مثل سایر حیوانات آزاد باشد.
مثلاً فروید با این که غرائز انسان را به دو دسته (غریزه ی صیانت ذات و غریزه ی جنسی) تقسیم می کند، ولی آن چنان به شهوات جنسی اصالت بخشیده که علاوه بر زیرپاگذاشتن همه ی خلایق انسانی، حتی غریزه ی حب ذات را هم که خودش پذیرفته، فراموش می کند.
* گروهی دیگر نیز که زرق و برق ثروت و مقام، چشم آن ها را کور نکرده، تا اندازه ای به بی ارزشی اندوختن مال و رسیدن به پست و مقام پی برده و از تنگنای دیدگاه های مختلفی که آدمی را به پایین ترین سطح فرومایگی و پستی تنزّل داده، رها گشته اند،دچار علم زدگی شده،کمال و سعادت انسان را منحصراً در گرو دانش و علوم روز دانسته،می گویند: هر انسانی که بیشتر به حقایق هستی آگاه باشد کامل تر خواهد بود، همه ی شرور و نقایص ناشی از جهل و نادانی و همه خوبی ها در آموزش دانش می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 23 بهمن1388ساعت 20:32  توسط ف ايماني  | 

نتیجه بررسی نظریات
در این سه عقیده توجّه لازم به جسم نشده و تمایلات مادی مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. آنان انسان را از زوایه ی خاصّی مورد نظر قرار داده و از این نکته ی مهم غفلت کرده اند که بدن مَرکب روح است و نفس با همین مرکب به مقصد می رسد . از این نابودی بدن و ناتوان کردن آن باعث توقّف انسان قبل از رسیدن به کمال خود خواهد شد.
به علاوه به نفس و روح نیز – که سعادت انسان را در تعالی آن می دانند- توجّه کامل ننموده و بعضی از مسایل اساسی چون عقیده و اخلاق را با آن توسعه ای که دارد مورد بی مهری قرار داده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 19:54  توسط ف ايماني  | 

 بررسی نظریات مختلف  در زمینه کمال انسان
انسان ذاتاً طالب کمال و از نقص گریزان است. هر چه در زندگی تلاش کرده سختی آن را بر خود هموار می سازد و هدفش رسیدن به کمال و خوشبختی است. گرچه ممکن است در تشخیص مصداق های آن اشتباه کرده،آن را در ثروت یا قدرت و امثال آن بپندارد.
از این رو پیش از هر چیز لازم است بدانیم کمال حقیقی چیست و برای دستیابی به آن چه باید کرد؟راه خوشبختی کدام است و موانع این راه چیست؟
این بحث از قدیم مطرح بوده و پیرامون آن نظریه های مختلفی ابراز شده است:
* جمعی از فلاسفه ی یونان – پیش از ارسطو – سعادت بشر را در کمالات نفسانی دانسته و آن را در چهار صفت: شجاعت، عفّت، حکمت و عدالت خلاصه کرده، بقیّه ی صفات نیک را منشعب از این چهار صفت می دانستند. واجد این صفات را سعادتمند می خواندند، اگر چه از کمالات جسمانی و سلامت بدن و امور مادی محروم بوده و مبتلا به نقص عضو و دیگر امراض بدنی هم باشد.
*مرتاضین نیز که به اصالت نفس معتقدند،سعادت و کمال بشر را تنها به تعالی جهات روانی و کمال نفسانی دانسته، راه به فعلیّت رساندن این قوّه را ریاضت ها و مجاهدت های سخت می دانند. آنان بر این باورند که هر چه ریاضت و محرومیّت جسمی بیشترو هر قدر بدن از لذایذ مادی محروم تر باشد، تکامل روح بیشتر می شود و این بدان معنی است که ریاضت و آزار جسم و ترک تمایلات، رهگذری برای وصول به سعادت و کمال بشری است.
* برخی هم به اصالت نفس عقیده دارند و سعادت حقیقی را در ترقّی و تعالی نفس می دانند. ولی نظر به این که تحقّق آن با مبتنی بر اموری اعم از نفسانی و جسمانی دانسته اند،به بدن هم اندک توجّهی کرده؛ معتقدند: از تمایلات جنسی و خواهش های نفسانی که خارج از حریم سعادت و مشترک بین انسان و حیوان است نیز نباید غافل بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 13:24  توسط ف ايماني  | 

عوامل رسیدن به کمال  انسانی
براى رسیدن به کمال نهایی،‌ ابزارهایى لازم است که عبارتند از:
۱- معرفت خدا: کلید نیل به هدف نهایى معرفة الله است. بدون شناخت خداوند، تقرب به او امکان پذیر نیست و
 از این رو امام علی(ع) مى فرماید: «اوّل الدّین معرفته؛ معرفت خدا سرآغاز تدین است.»
۲- تقوا: براى دستیابى به مقام شکر و نیل به اجر عظیم و احاطه بر مسائل با روشن بینى خاص و کسب موفقیت، قرآن مجید تقوا را مطرح کرده که همة این موضوعات در قرب به پروردگار مؤثر است.
۳- عبادت: در حدیث قدسى آمده است: « هیچ بنده اى به عبادتى بهتر از واجبات به من نزدیک نشده است و او به وسیلة نوافل به من تقرب مى جوید تا جایى که او را دوست بدارم،‌ آنگاه گوش شنوا و دیدة بینا و دست تواناى او خواهم بود. اگر مرا بخواند پاسخش مى دهــم و چنانچه چیزى از من بخواهد ارزانى اش مى دارم.
۴- ترک گناه: بزرگ ترین مانع رسیدن به کمالات،‌ گناه و هواى نفس است..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 14:1  توسط ف ايماني  | 

 فرق استعداد و علاقه
از جمله عواملی که برای رسیدن به موفقیت حیاتی است استعداد و علاقه است. هر کاری را که انسان بتواند (استعداد بالفعل و بالقوه) آنرا بهتر و عالیتر انجام دهد در آن استعداد دارد و هر کاری و امری که با شور و شعف و لذت و بدون خستگی انجام دهد را بدان علاقه دارد. گاهی ممکن است استعداد باشد (حس شعری) و علاقه نباشد (شعر نگفتن و انگیزة آن را نداشتن) بیشتر مواقع انسان با استعداد متوسط و یا کمتر از آن ولی با علاقه بالا و پشتکار به موفقیتهایی نایل می‌شود، اما اگر هر دو _ استعداد و علاقه _ در یک امر باشند، توفیق چند برابر خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 دی1388ساعت 20:17  توسط ف ايماني  | 

ابزار  موفقیت در علم آموزی
داشتن یک فضای منظم، مرتب و خوب برای امر معنویت در یک مرکز علمی یک ضرورت است و باید در کنار علم‌آموزی، معنویت هم توسعه و گسترش پیدا کند.
اگر علم و ایمان در کنار هم باشند هم سعادت دنیوی و هم سعادت اخروی انسان تضمین است و آنچه که برای همه ما لازم است، این است که به تاثیرگذاری علم و معنویت بر جان و روح انسان بیاندیشیم و علم و معنویتی که در انسان موثر باشد، ارزشمند است.
مفهوم موفقیت یک امر نسبی است یعنی از فرد تا فرد، از فرهنگ تا فرهنگ و از مکتب جهان بینی و ایدئولوژی تا مکتب دیگر فرق دارد و یک امر تشکیکی است یعنی ممکن است شخصی نسبت به گذشته اش موفق باشد ولی در عین حال مراتب بالاتری از موفقیت را در پیش دارد که البته این امر بیشتر در امور اخلاقی و ارزشی مثل کمال، علم خواهی بیشتر نمود دارد. در فارسی واژهای مترادف آن ظفر، پیروزی و کامیابی و… است.
موفقیت محبوب عمومی بشر است. همه افراد بشر در هر رشته و مقامی که هستند به دنبال وسیله، ابزار و راه رسیدن به موفقیت هستند ولی افراد بشر دریافتن این وسیله یکسان نیستند، افرادی که هیچ واقع بینی ندارند و درک صحیحی از روابط علی و معلولی حوادث ندارد. بحث شانس و بخت را به میان می‌کشند. برخی دیگر وسیله موفقیت را در عوامل موجود خارجی جستجو می‌کنند. ولی در میان عوامل خود (استعدادها، علائق، حوصله و پشتکار و …) را فراموش می‌کنند. برخی موفقیت را به نبوغ نسبت می‌دهند، یعنی فکر می‌کنند تنها عامل موفقیت نبوغ است و گمان می‌کنند مثلا فلان مخترع ظرف چند روز یا چند ساعت به فلان کشف رسیده؛ ولی از پشتکار، صبر و تحمل سختیهای راه آنها بیخبرند. الکساندر  میگوید: «مردم به من نابغه می‌گویند من از نبوغ خود خبر ندارم، فقط می‌دانم شخص زحمتکشی هستم.»
 دانشمند بزرگ فرانسوی پاستور، شعار زندگیش کار بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 دی1388ساعت 9:14  توسط ف ايماني  | 

 ضرورت علم آموزی
عنوان نگاه به «علم و عالم» مطلبی است که امروزه از منظرهای مختلف به آن نگریسته می شود. زیرا یکی از نیازهای اصلی برای پیشرف به سوی جامعه متعالی است.
عمل به یکی از آن ها برای مسلمین کافی است تا به علم اهمیت زیاد دهند، و به دنبال کسب علم بروند و خودشان را به بالاترین سطح علمی جهان برسانند.
همه می‌دانیم که همه چیز در تسخیر انسان قرار دارد و این سوال مطرح می‌شود که ماموریت انسان در زمین چیست و انسان برای چه چیزی آفریده شده‌ است؟ همه فلاسفه و متفکران و در راس آنها انبیاء و اولیای الهی آمده‌اند تا به این سوال پاسخ دهند و انسانی که به تعبیر خود خداوند قرار است خلیفه او شود، باید چه کاری انجام دهد و باید چگونه باشد.
استعدادها و توانمندی‌هایی که خدا به انسان عطا کرده، استثنایی است و این توانمندی‌ها برای چیست؟ آیا انسان خلق شده است تا بعد از ۷۰-۸۰ سال زندگی وقتی می‌خواهد خود را تعریف کند اموال خود را نشان دهد و آیا ماموریت انسان چنین چیزی است؟
اگر قدرت تفکر، تعقل و اندیشه ورزی در انسان زنده و شکوفا نشود، نمی تواند علم بیاموزد و آن را در خدمت کمال خویش قرار دهد.
علم بدون معنویت مطلوب کمال انسانی نیست و معنویت بدون علم و دانش هم ارزشی ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 15:5  توسط ف ايماني  | 

 کمال بدون علم
علم بدون معنویت ٬مطلوب کمال انسانی نیست و معنویت بدون علم و دانش هم ارزشی ندارد.
وایمان و علم به عنوان دو بال برای حرکت به سوی کمال و سعادت ابدی است و اگر علم و ایمان در کنار هم باشند٬ هم سعادت دنیوی و هم سعادت اخروی انسان را تضمین می کند و آنچه که برای همه ما لازم است، این است که به تاثیرگذاری علم و معنویت بر جان و روح انسان بیاندیشیم. در صورتی که علم و معنویت در انسان موثر باشد، ارزشمند است.  با  اشاره ای به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) به روایت از امام رضا(ع) که می‌فرماید:«علم و معنویت سه اثر:  نورانیت در زندگی، بصیرت و خشیت الهی برجای می‌گذارد.»
وقتی که به مسایل مربوط به علم و عالم از نگاه پیامبر اعظم(ص) می نگریم، انسان حیرت زده می شود که چقدر آن بزرگوار به علم و عالم اهمیت می داد.
....و چقدر به کلیات و جزئیات این مساله توجه نموده است: به علم، علوم سودمند و علم زیان آور، انتشار علم، عالم، عالم با عمل و یا بی عمل، زندگی و مرگ عالم، حق عالم، هم نشینی با علما، پرسش از عالم، دوستدار علم، علم آموز، نهی از جهل گویی، علم گم شده مومن و…

از اولین روزهای دعوت پیامبر اعظم(ص) ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 21:5  توسط ف ايماني  | 

پرسش مهر 88
رئیس جمهور در پیامی با تبریک آغاز سال تحصیلی به همه دانش پژوهان، دانشگاهیان، فرهنگیان، دانش آموزان، دانشجویان و ملت بزرگ ایران گفت: « مهر ماه حقیقتا ماه مهر است; چرا که یک جنبش عظیم و مجاهدت گسترده برای کسب علم و معرفت آغاز می شود.» در بخشی از متن پیام دکتر محمود احمدی نژاد آمده است: «دولت با همه توان، خودش را در کنار و در خدمت جامعه فرهنگی می داند; با مشکلات و مضایقی که هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است که بهترین فرصت و فضا را در حد امکان برای خدمتگزاری جامعه فرهنگی فراهم کند. همه تلاش ها این است که سرمایه گذاری ها و دلسوزی های دولت و جامعه فرهنگی متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزی و تربیت نسل های مومن و شجاع باشد. من به جامعه فرهنگیان عرض می کنم به فضل الهی این تلاش ها ثمر خواهد داد و جهش ها و تحولات در راه است. خطاب به دانش آموزان عزیز عرض می کنم که قدر فرصت و دوران جوانی و نوجوانی را بدانید. امروز شرایط برای شما مهیاست و مسئولیت و ماموریت های بزرگ ملی و بین المللی در برابر شماست. باید به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازی را بپیمایید. احترام به معلم، دل دادن به کلام معلم، ارادت به معلم، این مقدمه و لازمه علم آموزی، معرفت، رسیدن و به دست آوردن فرصت برای کارهای بزرگ و بزرگ تر است. من مطمئن هستم و امیدوارم که نسل نوجوان و جوان، قدر خودش، قدر جامعه فرهنگی کشور و قدر فرصت خودسازی و علم آموزی را خواهد دانست. ...و اما به مسئولان آموزش و پرورش هم توصیه ای دارم. قدر جامعه فرهنگی را بدانید. قدر خدمت و خدمتگزاری به بهترین های کشور و در بهترین عرصه ها را بدانید. تلاش های خوبی را دارید انجام می دهید. همه این تلاش ها باید در متن جامعه فرهنگی همراه با جامعه فرهنگی و با کمک جامعه فرهنگی و مشارکت و نظارت آنها بیش از پیش گسترش پیدا کند. همه تلاش ها برای خدمت به معلم و کلاس در رابطه معلم و دانش آموز باید متمرکز شود....»

+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 11:2  توسط ف ايماني  | 

 

Design By M Javad Eimani N - AllRight ReservedNaeinNews.ir In Year 2009 - 2010