|
|
|
|
|
"عليرضا علي احمدي" وزير پيشنهادي رييس جمهوري اسلامي ايران براي تصدي وزارت آموزش و پرورش روز سهشنبه از مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد گرفت. به گزارش خبرنگارپارلماني ايرنا، "عليرضا علي احمدي" باكسب ۱۳۳راي موافق، ۹۲راي مخالف و ۲۹راي ممتنع از مجموع ۲۵۸نماينده حاضر به عنوان وزير آموزشوپرورش از مجلس راي اعتماد گرفت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 15:39 توسط ايماني
|
|
||
|
|
|
|
|
كانون فكري پرورش كودكان و نوجوانان نايين، به مناسبت ايام مبارك دهه فجر و تاسيس هشت سازمان مهم بعد از پيروزي انقلاب، اقدام به برنامه هايي با حضور دانشآموزان نمود. بدين منظور هر روز را براي يك ارگان در نظر گرفته و از رؤساي اين سازمانها دعوت نموده تا در هر روز اين ايام، يك عده از دانشآموزان با يكي از ارگانها آشنا شوند. در روز دوشنبه 15بهمن 86 نيز پايه پنجم دبستان شهيد ايماني زير نظر آموزگار مربوطه خانم الياس زاده دعوت بودند تا با نيروي انتظامي آشنا شوند. دانشآموزان با آمادگي قبلي (تهيه تراكت، نقاشي، ماكت خيابان، كلاه هاي تزييني، لباس و پرچم هميار پليس و ...) در اين مراسم شركت نمودند. مراسم ابتدا با قرائت سرود جمهوري اسلامي توسط دانشآموزان شروع شد، سپس مسئولين محترم نيروي انتظامي ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 22:56 توسط ع الياسزاده
|
|
||
|
|
|
|
تمام دلايلي كه در بحث قبل از ظهور آثار و تجليات وجود مقدس حضرت صاحب الامر امام زمان (ع) نقل شده، مربوط به افق شيعه و يا نهايت افق ممالك اسلامي بوده و اگر هم مثل جريان سازمان ملل مربوط به تمام عالم ميشد، به صراحت و وضوح نبود. آيت الله سيد حسن ابطحي خراساني در صفحة 159 كتاب «آيا ظهور نزديك است؟» گفته است:«...انقلاب ايران سبب شده كه نام مقدس حضرت ولي عصر(عج) به تمام دنيا برسد و خداي تعالي به اين وسيله نام آن حضرت را در سراسر گيتي گسترش دهد، زيرا قبل از انقلاب بسياري از ممالك جهان بودند كه اولاً اطلاعي از مملكني به نام ايران نداشتند و اگر جمعي ميدانستند كه مذهب مردم ايران تشيع است باز عدهاي از آنها اعتقادات شيعه را نميدانستند... اما بعد از انقلاب ملت ايران كه خبر آن در تمام دنيا منتشر گرديد آنچنان نام مقدس آن حضرت به تمام جهان با عظمت عجيبي پخش شد كه تعبيري بهتر از اين نيست كه بگوييم نور مقدس حضرت ولي عصر(عج) مانند طلوع صبح آن هم هنگام بيرون آمدن آفتاب پخش شده است...» ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 20:33 توسط ع الياسزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
آن سال يكي از مربيان آمادگي به مدرسه مان آمده كه دو سال قبل هم در اين مدرسه انجام وظيفه كرده بود. او يك عادت نميدانم، خوب يا بدي داشت. او وقتي كه با گچ ميخواست كار كند انگشتر خود را از دستش بيرون ميكرد و در كشوي ميز خود ميگذاشت و ديگر ساعت آخر انگشترش را برميداشت. به خاطر دارم در يكي از روزهاي فصل زمستان، اواخر بهمن ماه بود؛ كه ساعت دوم مربي سراسيمه به دفتر مدرسه آمد و گفت: « انگشنر طلايم را كه در كشوي ميز كلاس گذاشتهام، نيست». كلاس به كلاس معلمين اعلام كردند كه اگر كسي انگشتر خانم آمادگي را پيدا كند، جايزه ميگيرد. همه به تكاپو افتادند تا آن را پيدا كنند. يك يك كيف بچهها، زير و گير و وير ميزها و خلاصه هر سوراخ سمبه أي را بود گشتيم. اما هيچ جا نيود. انگار انگشتر آب شده بود و به زمين فرو رفته بود. ساعتي گذشت و خبري از انگشتر نشد. لحظه به لحظه بر نگراني خانم آمادگي افزوده ميشد. جايي نبود كه از جستجوي ما در برود. ديگر كم كم داشتيم از گشتن نااميد ميشديم كه يك دفعه به ياد دانشآموز بيش فعال كلاس دومي كه دو سال قبل نوآموز همين خانم آمادگي بوده؛ افتادم.او مسائل رفتاري زيادي داشت. به سراغ او رفتم و گفتم: «وحيد جان! تو انگشتر خانم آمادگي را نديدهأي؟» تا اين را گفتم يكهأي خورد و جواب داد:... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 15:59 توسط ع الياسزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
در يكي از روستاهاي نزديك نايين تدريس كلاس دوم و پنجم كه مختلط بود بر عهده ام گذاشته شد. در آن سال يكي از دانشآموزان پسر كلاس دوم در عين حال كه خيلي با نمك بود، خيلي پرحرف بود. هر روز به اين دانشآموز تذكر ميدادم كه در وسط تدريس من صحبتهاي متفرقه نكند ولي او گوشش بدهكار نبود و هر گاه كه چيزي از بيرون مدرسه يادش ميآمد؛ بلند سر كلاس ميگفت و حواس بقيه بچهها را پرت ميكرد. آن روز مشغول تدريس جمعهاي اساسي نوع دوم ( مثلا11= 6+5) بودم. معمولا از خود دانشآموزان براي تدريس استفاده ميكردم. لذا از دانشآموزان خواستم تا دو دسته شوند. به همين دليل 5 دانشآموز را در سمت راست كلاس و 6 دانشآموز را در سمت چپ كلاس قرار دادم. سپس از دانشآموزان سمت چپ خواستم تا به اندازهأي دانشآموزان به سمت راست بروند تا دانشآموزان سمت چپ ده نفر شوند و يك نفر سمت چپ بماند و دانشآموزان نتيجه بگيرند كه جمع 5 و 6 ميشود 11 . اتفاقا دانشآموزان 6 پسر بودند و 5 دختر. با رفتن دانشآموزان سمت چپ به راست يك پسر سمت راست تنها مانده بود. در اين موقع بود كه باز پرگويي حسن آقا گل كرد و زبان باز كرد و گفت: خانم! ....... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 15:32 توسط ع الياسزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11:9 توسط ايماني
|
|
||
Design By M Javad Eimani N - AllRight Reserved www.NaeinNews.ir In Year 2009 - 2010